برچسب گذاری توسط: متن مادر

۰

متنی درباره مادر

  وقتی خیس از بارون به خونه رسیدم… برادرم گفت : چرا چتر با خودت نبردی…؟ پدرم گفت : چرا صبر نکدی بارون قطع بشه…؟ ولی مادرم گفت :

۰

شعر او یک فرشته است

  او یک فرشته است…. تاج از فرق ملک برداشتن             جاودان این تاج بر سر داشتن در بهشت آرزو ره یافتن                 هر نفس شهدی به ساغر داشتن روز،در انواع نعمت ها و نازها           شب...