​​ متن ضدپسر جدید

متن ضدپسر – ارسالی المیرا

index19 متن ضدپسر   ارسالی المیرا

 

چی بگم پسرا همینن دیگه بخدا راسته یبار مامان بابام و عموم و زن عموم رفته بودن خونه یکی از فامیلامون که میشه عموی بابام که اون مرده بود قرار شبو بمونن اونجا خب من و دختر عموم تو اتاق من تو اینترنت بودیم خودشم گرسنه نبودیم
پسرا که میشن دو تا داداش من و پسر عموم داشتن از گرسنگی میمردن هی به ما میگفتن نمیخواین غذا بخورین ما هم عصر غذا خورده بودیم گرسنه نبودیم گفتیم نه هیچی دیگه مجبور شدن برن بیرون و تخم مرغ بخرن یه ساعت بود که داشتن تو آشپزخونه “نیمرو” درست میکردن دختر عموم گفت

جالبترین مطالب پاتوق


>