برچسب گذاری توسط: متنی درباره مادر سال 94

۰

متنی درباره مادر

  وقتی خیس از بارون به خونه رسیدم… برادرم گفت : چرا چتر با خودت نبردی…؟ پدرم گفت : چرا صبر نکدی بارون قطع بشه…؟ ولی مادرم گفت :