برچسب گذاری توسط: داستان عاشقانه گریه دار

۱۷

داستان غم انگیز عاشقانه

داستان غم انگیز عاشقانه پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو...

۲۹

داستان عاشقانه: خاطره ی یک عشق

داستان عاشقانه: خاطره ی یک عشق پسر: ضعیفه!دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم! دختر: توباز گفتی ضعیفه؟ پسر: خب… منزل بگم چطوره؟ دختر: وااااای… از دست تو! پسر: باشه… باشه ببخشید ویکتوریا...