برچسب گذاری توسط: داستان ضرب المثل

۰

داستان ضرب المثل نه ناخویشش به ناخوشی آدم می بره و نه

داستان ضرب المثل نه ناخویشش به ناخوشی آدم می بره و نه یکی بود یکی نبود . یک حکیم باشی بود که به معاینه ی بیماران می پرداخت . روزی که صدای آه و...

۰

داستان ضرب المثل یک روز من یک روز استاد

داستان ضرب المثل یک روز من یک روز استاد روزگاری در روستای کوچکی مرد کشاورزی زندگی می‌کرد که سواد خواندن و نوشتن نداشت، چون خود از این قضیه در رنج بود، بسیار علاقمند بود...

۰

داستان ضرب المثل کبوتر با کبوتر باز با باز

ضرب المثل کبوتر با کبوتر ، باز با باز در روزگاران قدیم ، پرنده فروشی بود که سر راه پرنده های بیچاره دام پهن می کرد تا آنها را شکار کند . او پرنده...

۰

داستان ضرب المثل گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری

گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری در روزگاری دور آهنگری در بلخ می زیست که مثل همه ی آهنگران داستان های ایرانی تنش می خارید و هی بینی در کار...

۰

داستان ضرب المثل وقتی همه کدخدا باشند ده ویران می‌شود

داستان ضرب المثل وقتی همه کدخدا باشند ده ویران می‌شود مورد استفاده: در مورد افرادی است که با دخالت بی‌جا در کارها باعث خراب شدن آن کار می‌شوند. روزی از روزها، پادشاهی با وزیر...

۰

داستان ضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند

هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند یکی بود ، یکی نبود . دانشجویی بود که هزار جور گرفتاری داشت . درس هایش زیاد بود . پول نداشت در شهری دور از زادگاهش درس...

۰

داستان ضرب المثل بچه خمیره، خدا کریمه

داستان ضرب المثل بچه خمیره، خدا کریمه هرگاه بخواهند بزرگی و مهربانی خداوند متعال را وصف کنند،این مثل را می آورند. تاجری بودعقیم. هرچه زن می گرفت بچه اش نمی شد و زنها را...

۰

داستان ضرب المثل از خودش دیوانه تر ندیده بود

از خودش دیوانه تر ندیده بود کنایه از کسانی است که در هر چیزی خیلی ادعا دارند و می خواهند هر چه خودشان می گویند همان باشد ، باعث آزار مردم می شوند و...

۰

داستان ضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند

داستان ضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند یکی بود ، یکی نبود . دانشجویی بود که هزار جور گرفتاری داشت . درس هایش زیاد بود . پول نداشت در شهری دور...

۰

داستان ضرب المثل با طناب کسی توی چاه رفتن

شبی هنگام خواب، صاحب خانه متوجه دزدی شد که وارد خانه شده است. صاحب خانه با زیرکی و به دروغ، به همسرش گفت مقداری پول در چاه داخل حیاط پنهان کرده ام تا از...

۰

داستان ضرب المثل قسم روباه و باور کنم یا دم خروس را

خروسی بود بال و پرش رنگ طلـا ، انگاری پیرهنی از طلـا، به تن کرده بود ، تاج قرمز سرش مثل تاج شاهان خودنمایی می کرد . خروس ما اینقدر قشنگ بود که اونو...

۰

داستان ضرب المثل نه سر پیازم و نه ته پیاز

این ضرب المثل غالباً به منظور دفع مزاحم به کار برده می شود و یا فی الحقیقه در موضوع مورد تقاضا نقش و اثر وجودی نداشته باشد. عبارت مثلی بالا اگر ریشه تاریخی نداشته...

۰

داستان ضرب المثل دم گربه نیم زرع است…

روزی در یک هوای سرد ارباب به نوکرش گفت برو بیرون ببین اگر باران می بارد لباس مناسب تر بپوشم . نوکر تنبل ، در جواب گفت : بیرون رفتن ندارد گربه مان تازه...