برچسب گذاری توسط: داستان

۰

داستان کفن دزد

داستان کفن دزد داستان کفن دزد ,آورده اند که کفن دزدی در بستر مرگ افتاده بود،پسر خویش را فراخواند، پسر به نزد پدر رفت گفت ای پدر امرت چیست ؟پدر گفت ،پسرم من تمام...

۰

داستان خواندنی کجا هستی

داستان کجا هستی داستان کجا هستید ,مهارت‌ها، علوم، توانایی‌ها و تجارب فقط زمانی مثمرثمر است که شما در جایگاه واقعی و درست خود باشید. پس همیشه از خود بپرسید الان شما در کجا قرار...

۰

داستان ارزش انسان

داستان آموزنده «ارزش انسان» یک سخنران معروف در مجلسی که دوصد نفر در آن حضور داشتند، ۲۰ دالر را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این پول را داشته باشد؟  ...

۰

داستان چه کشکی چه پشمی

داستان زیبای چه کشکی چه پشمی داستان چه کشکی چه پشمی ,چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان...

۰

داستان زیبای نشانه عشق

داستان زیبای نشانه عشق پسر گفت:” هرجا می روم به یاد او هستم. وقتی می بینمش نفسم می گیرد و ضربان قلبم تند می شود. در مجموع احساس خوبی نسبت به او دارم و...

۰

داستان کوتاه «شکار»

داستانهای آموزنده مراد، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ روستایی ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ در راه برگشت، به ﺷﺐ خورد و از قضا در تاریکی شب ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ...

۰

داستان جالب تصمیم قاطع

داستان تصمیم قاطع مدیریتی ,روزی مدیر یکی از شرکتهای بزرگ در حالیکه به سمت دفتر کارش میرفت چشمش به جوانی افتاد که در راهرو ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میکرد. داستان تصمیم...

۰

داستان بی ریاترین راه برای بیان عشق

داستانه عاشقانه داستان بی ریاترین راه برای بیان عشق ,یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید :آیا می توانید راهی غیر تکراری برای بیان عشق،بیان کنید؟برخی از دانش آموزان گفتند...

۰

داستان مواظب سنگریزه‌ ها باشید

داستان مواظب سنگریزه‌ ها باشید ,روزی حکیمی در میان کشتزارها قدم می‌زد که با مرد جوان غمگینی روبه‌رو شد. حکیم گفت: «حیف است در چنین روز زیبایی غمگین باشی.» مرد جوان نگاهی به دور...

۰

داستان دستم را بگیر کوچولو

دستم را بگیر کوچولو , پسرش که دنیا آمد؛‌ تپل و مپل بود عینهو یک پهلوان.‌.. یک رستم درست و حسابی.‌ از روزی که دنیا آمد وقتی پدر دستش را نوازش کرد؛ انگشتان کوچولویش...

۰

داستان روی شانه های خود چه چیزهایی حمل می کنید

روی شانه های خود چه چیزهایی حمل می کنید؟ همانطور که با بزغاله به سمت روستای خود باز می‌گشت، تعدادی از اوباش شهر فکر کردند که اگر بتوانند بزغاله آن فرد از بگیرند می‌توانند...