​​ جمله های سیزده بدر 93
Xبستن تبلیغات

جمله های سیزده بدر

جمله های سیزده بدر

 ssa جمله های سیزده بدر

اونقدی که من برای دودره کردن مدرسه ۱۴فروردین
برنامه ریزی میکردم و نقشه میکشیدم اگه درس میخوندم
الان داشتم توی خورشید بقل درختای باغ پسته کباب باد میزدم !
::
::
نمی دونم چی شد سیزده بدر شد / گوشم از جیغ و داد و نعره کر شد
به یاد تعطیلات رفته از دست / غم و غصه کنارم همسفر شد
از آجیل شب عید مونده تخمه / تموم پسته ها زیر و زبر شد
رو پیچ و تاب سبز سبزه ی عید / گره از بخت ما هم کور تر شد
عروس تنگ من ، زندانی عید / از آن قصر بلوریش به در شد
دروغ سیزده هر ساله ی ما / عجب عیدی به نیکویی بسر شد !
::
::
یکی از فانتزیام اینه که غروب سیزده بدر با پرایدم بقل یه بیشه زار پارک کنم
و در حالی که به پرایدم تکیه دادم به غروب آفتاب خیره بشم
و پسته های خندانمو بندازم توی آب بعد پرایدمو روشن کنم
و در حالیکه دارم جاده رو طی میکنم دوربین بره در حالت کلوزآپ
و اون آخر جاده چراغای پرایدم روشن بشه و بعدش گورمو گم کنم …
::
::
باز هم سیزده سال نو از راه رسید
باز هم شادی و سر زندگی از راه رسید
آنــجا که شــمایید اگر ابــری نیــست
تندی بپرید بیرون که اصلا جا نیست

جالبترین مطالب پاتوق


>