​​ داستان کوتاه - صفحه 20

ضرب المثل گر می دانستی درویش چقدر بی نانی کشیده

index17 ضرب المثل  گر می دانستی درویش چقدر بی نانی کشیده

ضرب المثل  گر می دانستی درویش چقدر بی نانی کشیده

می گویند پادشاه کشوری مرد . مردم آن کشور به رسم همیشه شاهینی را به پرواز درآورند تا شاهین بر روی دوش هر کس می نشست او را پادشاه می کردند.

جالبترین مطالب پاتوق

داستان آموزنده با جان و دل گوش کردن

index16 داستان آموزنده با جان و دل گوش كردن

با جان و دل گوش کردن

به استاد گفت: «به محض اینکه یکی از ما شروع به صحبت می‌کند، دیگری حرف او را قطع می‌کند. بحث آغاز می‌شود و باز هم کار ما به مشاجره می‌کشد. بعد هم هر دو بدخلق می‌شویم. در حالی که یکدیگر را بسیار دوست داریم، اما نمی‌توانیم به این وضعیت ادامه دهیم. دیگر نمی‌دانم که چه باید بکنم.»

داستان آموزنده ی آرایشگر و خدا

index15 داستان آموزنده ی آرایشگر و خدا

آرایشگر و خدا

مشتری پرسید: «چرا باور نمی کنی؟»

آرایشگر جواب داد: «کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.»

داستان آموزنده پسرک واکسی

داستان جالب پیشگوی پادشاه

index9 داستان جالب پیشگوی پادشاه

پیشگوی پادشاه

پادشاه از شنیدن این پیش گویی خوشحال شد. چرا که می توانست پیش از وقوع حادثه کاری بکند.

داستان ضرب المثل از خودش دیوانه تر ندیده بود

index6 داستان ضرب المثل از خودش دیوانه تر ندیده بود

از خودش دیوانه تر ندیده بود

کنایه از کسانی است که در هر چیزی خیلی ادعا دارند و می خواهند هر چه خودشان می گویند همان باشد ، باعث آزار مردم می شوند و …

داستان غم انگیز «خیانت»

fun1982 350x250 داستان غم انگیز «خیانت»

داستان خیانت

بعد از فوت پدرم زندگی روی خوش به ما نشون نداد و هر روز وضع ما بد ترمی شد. تا جایی که خونه و مغازه رو هم مجبور شدیم بفروشیم تا جواب طلب کارها رو بدیم و از روی اجبار در یک خانه کوچک مستاجر شدیم.

داستان آموزنده و جالب ظرف عسل


>