دسته: داستان کوتاه

۰

داستان آلبرشت نقاش در نورنبرگ

داستان آلبرشت نقاش در نورنبرگ داستان آلبرشت نقاش در نورنبرگ ,در یک دهکده کوچک نزدیک نورنبرگ خانواده ای با ۱۸ فرزند زندگی می کردند. برای امرار معاش این خانواده بزرگ، پدر می بایستی ساعتهای...

داستان جالب هدیه فارغ التحصیلی ۰

داستان جالب هدیه فارغ التحصیلی

  داستان کوتاه هدیه فارغ التحصیلی داستان هدیه فارغ التحصیلی ,مرد جوانی، از دانشگاه فارغ التحصیل شد. ماه ها بود که ماشین اسپرت زیبایی، پشت شیشه‏ های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب...

۰

داستان جالب و زیبای منطق

داستان منطق داستان منطق ,یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود: « منطق ماشین دودی». می گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ می...

۰

داستان ضرب المثل گررَستم ازدست تیرزن من و کنج ویرانه ی پیرزن

یکی بود یکی نبود . پیرزن فقیری بود که توی کلبه ی کوچکش یک گربه داشت . گربه همدم پیرزن بود امّا پیرزن غذای به درد بخوری نداشت که به گربه بدهد پیرزن گربه...

۰

داستان عیب کوچولوی عروس

داستان عیب کوچولوی عروس داستان عیب کوچولوی عروس ,جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان...

۰

داستان ارزش انسان

داستان آموزنده «ارزش انسان» یک سخنران معروف در مجلسی که دوصد نفر در آن حضور داشتند، ۲۰ دالر را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این پول را داشته باشد؟  ...

۰

داستان ضرب المثل گشتم صد و سی دره ، ندیدم آدم دو سره!!

داستان ضرب المثل گشتم صد و سی دره ، ندیدم آدم دو سره!! یکی بود یکی نبود ؛ دو مرد روستایی آماده شده بودند تا به روستای دیگری سفر کنند . آن ها نباید...

۰

داستان جالب سنگ یا برگ

داستان سنگ یا برگ! داستان سنگ یا برگ ,مرد جوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود. استادی از آنجا می‌گذشت. او را دید و متوجه...