به سایت ما خوش امدید سایت با مدیریت جدید آغاز به کار کرد

ساعت بند چرم الیزابت

ساعت بند چرم الیزابت دارای طراحی بی نظیر و خلاقانه ای بوده و توانسته است با عرضه خود به بازار طرفداران بی شماری را در سراسر جهان جذب کند. این ساعت دارای بند چرم می باشد که مانند یک دستبند به صورت دورپیچ روی دست خودنمایی میکند و ساعت ظریف و شیک آن زیبایی این محصول را دو چندان میکند. این ساعت در 8 رنگ بند مشکی، قهوه ای، سبز، قرمز، سفید، بنفش، صورتی و نارنجی با کیفیت فوق العاده بالا همراه با 6 ماه گارانتی تعویض عرضه می شود (انتخاب رنگ ساعت در مرحله تکمیل فرم سفارش صورت می گیرد). هم اکنون می توانید این محصول را با قیمتی استثنایی از فروشگاه میهن استور سفارش دهید.

» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر این محصول اینجا را کلیک کنید

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

جمله های عاشقانه و احساسی جدید

جمله های عاشقانه و احساسی جدید

asheghane1 جمله های عاشقانه و احساسی جدید

پنجره را که باز می کنی
دلم می آید و
لبِ طاقچه ی نگاهت
می نشیند!
می بینی؟!
دلم بی دام و دانه
جَلدِ نگاهت شده است..!!!
.
.
.
خیلی وقت است فراموش کرده ام …
کدامیک را سخت تر می کشم … ؟
رنــــج !
انتظار !
یا نفس را …
.
.
.

صـــدای قـــلب نــیست
صـــدای پــــای تــوست
کـه شـب ها در ســینـه ام مــی دوی
کـــافی اســـت کــمی خــسته شوی
کـــافی اســـت کــمی بـایـستی …
.


.
.

همیشه باید کسی باشد
تا بغض‌هایت را قبل از لرزیدن چانه‌ات بفهمد
باید کسی باشد…
که وقتی صدایت لرزید بفهمد
که اگر سکوت کردی، بفهمد…
کسی باشد که اگر بهانه‌گیر شدی بفهمد
کسی باشد که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودن بفهمد
به توجهش احتیاج داری
بفهمد که درد داری که زندگی درد دارد که دلگیری
بفهمد که دلت برای چیزهای کوچکش تنگ شده است
بفهمد که دلت برای قدم زدن زیرِ باران
برایِ بوسیدنش برایِ یک آغوشِ گرم تنگ شده است
همیشه باید کسی باشد همیشه…!
.
.
.
برای دلم گاهی پدر میشوم !
خشمگین میگویم : بس کن ؛ تو دیگر بزرگ شدی !
.
.
.
آرزو دارم فقط یکبار سرت را روی سینه ام بگذاری
تا طپش نامنظم قلبم را احساس کنی
ولی از این میترسم که قلبم به احترامت بایستد!
.
.
.
سفری به دور دنیاست ، وقتی دستانم تا انتها ، رویت را نوازش می کنند
.
.
.
حواسم را هر کجا که پرت می کنم ، باز کنار تو می افتد !
.
.
.
سالها بعد، یاد تو از خاطرم خواهد گذشت و نخواهم دانست کجایی اما،
آرزوی من برای خوشبختی تو، تو را درخواهد یافت و در بر خواهد گرفت
و احساس خواهی کرد اندکی شادتر و اندکی خوشبخت تر
و نخواهی دانست که چرا…
.
.
.
ایــــــن اشکــــــــ هــــا از قلبیستــــــــ که شبیــــــه دخترکـــــــــے لجبـــــــاز
فقطـــ تــــو را مے خواهـــد و از بـــــازے با خاطراتـــــــــــ خستهـــ شـــــــده . . .
.
.
.

ایستاده ام….
تنها….
پشت میله های خاطرات دیروز
این جا ….
انگشت هایم را می شمارم
یک.
دو..
سه…
ودست های تو در هم فرو رفته اند
تو ….
غزل را مشت مشت به حراج گذاشتی
که مهربانی ات را ثابت کنی
ولی….
ولی نفهمیدی که من
آن سوی خیابان
انتظارت را می کشم
تو بی وقفه فریاد کشیدی…
ومن ….
دیگر آزارت نمی دهم
زین پس….
قصه هایم را برای هیچ کس تعریف نمی کنم
مطمئن باش…
هنوز هم قافیه را به چشمان تو
می بازم.…
مطمئن باش!
.
.
.
این شعر آبی می نشیند روی کاشی
وقتی که معشوق غزل هایم تو باشی
برگرد…
شاید شعر آرامش بگیرد
چیزی نمانده واژه را از هم بپاشی
.
.
.
امشب شبی ست
که دریای دل
طوفانی ست
ناگفته هایم باشد
برای شبی دیگر با یک شور دیگر…
.
.
.
ببــــــــــار بــــــــاران….
مـــــــــــــن ســـــــــــــفرکـــــــر ده ای دارمــــ کــــــــه یــــــــادم رفــــته…
آبـــــــــــــ پشتــــــــــ پـــــــــایش بـریــــــــزمـــــ…..
.
.
.
از حقیقتــــــــ ـ ـ ـ ـ های تلخ خسته ام …
یک دروغ شیرینـــــــــــ ـ ـ ـــــ بگو
“بگو دوستــ ـ ـــت دارم…”
.
.
.
وقتی عطر تنت را میخواهم ، به باد هم التماس میکنم ، خدا که جای خود دارد
.
.
.
دلم هوای تو را می کند میروم سراغ شعرهایم…
این روزها خوب یاد گرفته ام خود را به کوچه علی چپ بزنم……!!
.
.
.
نمی دانــم …
چــرا بیــن ایــن همــه آدم
پــیــله کــرده امــ
بــه تــو …
شــاید فــقط با تــو
پــروانــه می شـــوم …
.
.
.
تفاوتی ندارد خواب باشم یا بیدار ؛ زیباترین تصویر پیش چشمانم همیشه “تویی”
.
.
.
گاهی به سرم می زند بزنم زیر همه چیز و همه چیز !
اما سر که کاره ای نیست ، این “دل” است که فرمانروایی میکند …
.
.
.
پرستوهای رؤیا
هر شب تو را
در چشم من
تخم می گذارند
و سحرگاهان
فوج فوج
از شاخسار نگاهم
به باغ دلم پر می کشی
و مرا چون سازی
از نغمه های شیرین
پر می کنی
دنیای قشنگی دارم
با خیال بیدارت !
.
.
.
برای تو میمیرم … تو وانمود کن که تب کرده ای …
همین کافیست … !
.
.
.
می خواهم بِدهم دنیا را برایم تنگ کنند ، به اندازه آغوشت !
.
.
.
تــو را که از دلــم کم میکنــم ، باقیمانده صفــر میشــود …
.
.
.
حکایت کنگر خوردن و لنگر انداختن است ، حضور خاطراتت در وجود من …
.
.
.
مثل آسمــــان می مانی
دوستتـــ دارم اما نمیتـــوانم داشـــته باشمتــــ
.
.
.
یه وقتایی لازمه یکی “کنارت” باشه.. کاری نکنه‌ و حرفی نزنه ها ! فقط باشه…
.
.
.
وقتـﮯ مرا بغل مـﮯکنـﮯ چنان جاذبه‌ﮮ آغوشت به جاذبه‌ﮮ زمین غلبـه مـﮯکنـد
کـه روحـم بـه پـرواز درمــﮯآیـد …
.
.
.
تو + خاطراتـت + چـشـمانـت + دسـتانـت + لـبـخندت + اشـکـت ….
چـــنــدنــفـــر بـــه یــک نـــفــــر؟!
.
.
.
خورشید را در آغوش گرفته ای
پاهایت را به بوسه دریا سپرده ای
موهایت را به دست نسیم
چه خوش غیرتـــــــم من !
.
.
.
دلى که اندوه دارد
نیاز به شانه دارد نه نصیحت…
کاش همه این را مى فهمیدند….!
.
.
.
مدتـــهاســـت
دلـــم شـــروعــی تـــازه میخــــــواهــد
تــو بیـــــــا
مــــــرا دوبـــــاره آغـــــــاز کـــن…
.
.
.
باید جشن بگیرم…
اشکهایم دوباره با من آشتی کرده اند…
.
.
.
چهار فصل کامل نیست !
هواــے تو ، هوای دیگریست




حمید گفته است :

mohammadreza گفته است :

mina گفته است :

عااااااااااااااااااااااااالی بود مرسی.موفق باشی :)


ارسال نظر