به پورتال جامع پاتوق خوش آمدید...

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

یه بار سه تا سگ دنبالم کردن..

وقتی دیدم سرعتشون از من بیشتره و دیر یا زود بهم میرسن…

برگشتم دویدم طرفشون…

اون سه تا هم هنگیدن ….!

ترمز زدن با دو متر خط ترمز! بعد سه تایی شروع کردن به فرار کردن ….!

احتمالا پیش خودشون گفتن این دیگه چه ….خُلیه…!!!

بعد از اون واقعه تا مدتها احساس اُبُهت میکردم

نگاهت همچون باران است و قلبم همچون كوير و مي داني كه كوير بدون باران زنده است

.

.

.

پس برو بمير والااااا

از عابر بانک موجودی حساب گرفتم نوشته 23 ریال

بعد میپرسه درخواست دیگری دارید!

.

.

.

گفتم:

آره قربونت فقط قسم بخور بین خودمون باشه

رفیق دوران مهد کودکم نه تنها ازدواج کردبلکه طلاقم گرفت.

منم هنوز دارم پاندای کنگ‌فوکار دانلود میکنم..

یه گلدون میخری ۱۰۰هزار تومن، هر روز دمای هوای اطرافشو اندازه می گیری، به دقت بهش آب معدنی میدی، بعد دو

هفته خراب میشه!

اونوقت پیاز، تو سردترین و تاریکترین قسمت خونه درختچه میشه

چهار چیز که حوّا نمی توونست به آدم بگه :

۱- آدمت می کنم!

۲- از شوهرای دیگه یاد بگیر!

۳- قبل از تو صد تا خواستگار داشتم!

۴- می رم خونه مامانم!

.

.

.

خوشبحال آدم

یکی از فانتزیام اینه که وقتی بهم خوراکی تعارف کردن بگم

مرسی … الان میل ندارم

لامصب این جمله خیلی با کلاسه

.

.

.

ولی نمی دونم چه حکمتیه که من همیشه و همه جا میل دارم !

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *