​​ داستان آموزنده دزد باورها
Xبستن تبلیغات

داستان آموزنده دزد باورها

index14 داستان آموزنده دزد باورها

دزد باورها

آن شخص بسته را به صاحبش بازگرداند.

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم، نه دزد دین! اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.

داستانک


ساعت بند چرم زنانه طرح بهار



ارسال نظر






>