​​ داستان کوتاه قربانی
Xبستن تبلیغات

داستان کوتاه قربانی

index3 داستان کوتاه قربانی

قربانی

دامپزشک میگه:

” اگه تا ۳ روز گاو نتونه رو پاش وایسته گاو رو بکشید ”

گوسفند اینو میشنوه و میره پیش گاو میگه:

“بلند شو بلند شو”

گاو هیچ حرکتی نمیکنه…

روز دوم باز دوباره گوسفند بدو بدو میره پیش گاو میگه:

” بلند شو بلند شو رو پات بایست”

بازگاو هر کاری میکنه نمیتونه وایسته رو پاش

روز سوم دوباره گوسفند میره میگه:

“سعی کن پاشی وگرنه امروز تموم بشه و نتونی رو پات وایسی دامپزشک گفته باید کشته شی ”

گاو با هزار زور پا میشه..

صبح روزبعد کشاورز میره در طویله و میبینه گاو رو پاش وایساده از خوشحالی بر میگرده میگه:
” گاو رو پاش وایساده ! جشن میگیریم …گوسفند رو قربونی کنید… ”

نتیجه اخلاقی:

خودتونو نخود هر آشی نکنید !

عصرایران


ساعت بند چرم زنانه طرح بهار



ارسال نظر






>