اس جدید عشقولانه

اس جدید عشقولانه

 

گفتند ” دوست ” چند بخشه؟ گفت: کارش از روستا و بخش و شهر و کشور گذشته ” یه دنیاست

خدا کند تبسم لبی به آه نشکند / بلور بغض سینه ای به شامگاه نشکند / کبوتری که پر زند به شوق آشیانه ای / خدا کند که بال او، درمیان راه نشکند

تور در من آن تب گرمی که آبم میکند کم کم، نگاهت نیز چون مستی خرابم میکند کم کم، منم آن کهنه دیوار به جا از قلعه های سنگ / که باد و آفتاد آخر خرابم میکند کم کم

حس بودنت در دورست ها به من شوق زندگی میبخشد، اما دوریت اینجا، همینجا آزارم میدهد، تو کجای زندگی من هستی که با تلنگری آرام و با چشمکی آشوبم میکنی؟

میروم شاید فراموشت کنم / با فراموشی هم آغوشت کنم / میروم از رفتنم دل شاد باش / از عذاب دیدنم آزاد باش

چندیست از یاران قدیمی خبری نیست / از آن همه خوبی و محبت اثری نیست / چشمم به در و گوش و دلم تنگ / در کوچه ی تنهایی من رهگذری نیست

یک گوشه نشستم پر از نگرانیم / هنوزم از زمانه سخت دلگیرم / تو رفته ای و من اندر هجوم خاطره ها / چو قاب عکس قدیمی اسیر تصورم

نیلوفر تنها گلیه که برای زنده موندن باید دور یه گل بپیچه، اجازه هست نیلوفر زندگیت بشم؟

منبعhttp://www.yaghootsms.blogfa.com

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *