​​ داستان کوتاه عاشقانه سال 94

داستان کوتاه عاشقانه سال ۹۴

222 داستان کوتاه عاشقانه سال 94

فردى ازدواج کرد و به خانه جدید رفت….
ولی هرگز نمیتوانست با همسر خود کنار بیاید…
آنها هرروز باهم جروبحث میکردند…
روزی نزد داروسازی قدیمی رفت واز او تقاضا کرد سمی بدهد تا بتواند با آن همسر خود را بکشد.
داروساز گفت اگر سمی قوی به تو بدهم که همسرت فورى کشته شود همه به تو شک میکنند، پس سم ضعیفی میدهم که هر روز در خوراک او بریزی و کم کم اورا از پای درآورى و
توصیه کرد دراین مدت تامی توانی به همسرت مهربانی کن
تاپس از مردن او کسی به تو شک نکند.
فرد معجون را گرفت
و به توصیه های داروساز عمل کرد.
هفته ها گذشت.
مهربانی او کار خود را کرد و اخلاق همسر را تغییر داد.

تا آنجا که او نزد داروساز رفت و گفت: من او را به قدر مادرم دوست دارم
و دیگر دلم نمیخواهد او بمیرد.
دارویی بده تا سم را از بدن او خارج کند.
داروساز لبخندی زد و گفت: آنچه به تو دادم سم نبود،
سم در ذهن خود تو بود
و حالا
با مهر و محبت آن سم از ذهنت بیرون رفته است.
مهربانی،
مؤثرترین معجونیست که
به صورت تضمینی
نفرت و خشم را نابود میکند.

منبع http://talajoojoo.blogfa.com


تمامی محصولات زیر در حراج ویژه تابستان 94 با تخفیف به فروش میرسد

کیف لوازم آرایشی رولی

ساعت اسپرت طرح پوما

ساعت دخترانه آل استار

ساعت بند چرم زنانه طرح بهار

آویز کاور و نگهدارنده کیف

کاور و نگهدارنده جواهرات

ساعت زنانه طرح آلیس

 ساعت زنانه طرح والار نگین دار

ساعت زنانه الیزابت

ساعت اسپرت مردانه Bistec

پایه عکاسی مونوپاد ریموت دار

کیف همه کاره لمسی



ارسال نظر






>