​​ متنی درباره مادر

متنی درباره مادر

images5 متنی درباره مادر

 

وقتی خیس از بارون به خونه رسیدم…

برادرم گفت :

چرا چتر با خودت نبردی…؟

پدرم گفت :

چرا صبر نکدی بارون قطع بشه…؟

ولی مادرم گفت :


عجب بارونه احمقی

سرم را نه ظلم خم می کند,نه ترس:

بلکه سرم برای بوسیدن دستت مادر , خم می شود

بمیرم برای زینب و حسن و حسین…

که مادر نای ایستادن ندارد…

.

.

.

منبعhttp://3nameless.persianblog.ir


تمامی محصولات زیر در حراج ویژه تابستان 94 با تخفیف به فروش میرسد

کیف لوازم آرایشی رولی

ساعت اسپرت طرح پوما

ساعت دخترانه آل استار

ساعت بند چرم زنانه طرح بهار

آویز کاور و نگهدارنده کیف

کاور و نگهدارنده جواهرات

ساعت زنانه طرح آلیس

 ساعت زنانه طرح والار نگین دار

ساعت زنانه الیزابت

ساعت اسپرت مردانه Bistec

پایه عکاسی مونوپاد ریموت دار

کیف همه کاره لمسی



ارسال نظر






>