شعر تنهایی

شعر تنهایی

 

پشت زیبایی قاب دنیا

نسل ها تنهایست

فصل هارویایست

وتودرقاب دلت تنهایی

روزهاتاریک اند مثل آن شب هایی

که دلت میخواهد بدوی تاته دشت بروی تاسرکوه

برسی آنجایی

که ز دورها صدا می اید دورها چیزی نیست

و تو با تکرار آوای خودت تنهایی

ابرها تنهایند و دیگر هیچ بغضی باران نیست و زمین جاری آبشاران نیست

ابرها می دانند بر زمین انسان نیست

برزمین انسان نیست

اگر انسانی بود.….

(از شاعر خودی)

منبع http://facenama.com

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *