​​ شعر درباره محرم

شعر درباره محرم

sher lyrics www.zFARSI.ir  341x350 شعر درباره محرم

 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خــستـه زیــنــب
بـــه بــی نــهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـــنــب
سلام مــن بـه محـرم به دست ومشک ابوالفضل
بـه نــا امـیـدی سـقـا بــه ســـوز اشـک ابوالفضل
سـلام مـن بـه مــحـرم بـــه قــد و قـا مـت اکــبـر
بـــه کــام خـشک اذان گـوی زیـر نــیـزه و خـنـجـر
سلام مــن بــه محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم
به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم
سـلام مــن بـــه مــحـرم بــه گــاهـواره ی اصـغـر
بــه اشــک خـجـلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر
سـلام مــن بـــه مــحــرم به اضــطـراب سـکـیـنـه

 


بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویـش نـدیـده چـشـم مدینه
سـلام مـن بــه مــحــرم بــه عـاشـقـی زهـیـرش
بـه بـاز گـشـتـن حُــر و عـروج خـــتــم بـه خـیرش
سلام من بــه محرم بــه مـسـلــم و به حـبـیـبش
به رو سـپیدی جـوُن و بـه بــوی عــطــر عـجیـبـش
سلام مــن بـــه مـحـرم بـه زنــگ مــحـمـل زیـنـب
بــه پـاره پـاره تــن بـــی ســر مــقـــابـــل زیــنــب
سلام من به مــحـرم بـه شــور و حــال عـیـانـش
سلام مـن به حـسـیـن و به اشـک سینه زنـانش
………………………………………..

———————————–

………………………………………..

باز باران با ترانه

میخورد بر بام خانه

یادم آمد کربلا را،

دشت پرشور و بلا را،

گردش یک ظهر غمگین،

گرم و خونین،

لرزش طفلان نالان،

زیر تیغ و نیزه ها را،

با صدای گریه های کودکانه

وندرین صحرای سوزان،

میدود طفلی سه ساله

پر زناله ، دلشکسته ، پای خسته

باز باران ، قطره قطره،

میچکد از چوب محمل،

آخ باران

کی بباری برتن عطشان یاران

ترکنند از آن گلو را

آخ باران .. آخ باران
……………………………..

———————————–
……………………………..

این آبها که ریخت، فدای سرت که ریخت
اصلا فدای امّ بنین مادرت، که ریخت
گفته خدا دو بال برایت بیاورند
در آسمان علقمه، بال و پرت که ریخت
اثبات شد به من که تو سقای عالمی
بر خاک، قطره قطره ی چشم ترت که ریخت
طفلان از اینکه مشک به دست تو داده اند
شرمنده اند، بازوی آب آورت که ریخت
گفتم خدا به خیر کند قامت تو را
این قوم غیض کرده به روی سرت که ریخت
وقت نزول این بدن نا مرتّبت
مانند آب ریخت دلم؛ پیکرت که ریخت
معلوم شد عمود شتابش زیاد بود
بر روی شانه های بلندت سرت که ریخت
اما هنوز دست تو را بوسه می زنم
این آب ها که ریخت فدای سرت که ریخت

…………………………………..

———————————–
…………………………………..

رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین است

نشان قافله سالار عاشقان این است

” رهی معیّری “

…………………………………..

———————————–
…………………………………..

امام صادق علیه السلام فرمودند:

هر وقت به یاد سید الشهدا افتادید سه مرتبه بگویید:

صلی الله علیک یا أبا عبدالله

تا خداوند ثواب زیارت امام حسین علیه السلام را به شما بدهد!

…………………………………..

———————————–
…………………………………..

تمام زندگی و هستی ام فدای حسین

چرا بمانم اگر نیستم برای حسین

بگو به مرغ اجل روی بام ما منشین

که چهار روز دگر مانده تا عزای حسین

…………………………………..

———————————–
…………………………………..

شش گوشه . ششماهه . بهانه شد مهیا
حتی اگر یک قطره شد باید ببارم

…………………………………..
…………………………………..

خواهم ز خدا که بی ولایم نکند / غرق گنهم ولی رهایم نکند
یک خواسته دارم از تو حسین / در هر دو جهان از تو جدایم نکند
…………………………………..

———————————–
…………………………………..

مهر تو را به عالم امکان نمی دهم

این گنج پر بهاست من ارزان نمی دهم

گر انتخاب جنت و کویت به من دهند

کوی تو را به جنت و رضوان نمی دهم…

،ای وای از این قِصه یِ جانسوز جدایی
…………………………………..

———————————–
…………………………………..
حسین جان‌‌….

مارا هنری نیست بجز؛؛ نوکری تو
تا بوده همین بوده و ؛؛ تا هست همین است…
…………………………………..

———————————–
…………………………………..

ای وای از این دوریِ شب های گدایی

تا خشک نگشته عرق سینه زنانت

آقا بده یک تذکره یِ کرب و بلایی

…………………………………..

———————————–
…………………………………..

گرفتارم گرفتارم ابالفضل

گره افتاده در کارم ابالفضل

دعایی کن ، دوباره چند وقتی ست

هوای کربلا دارم ابالفضل

…………………………………..

———————————–
…………………………………..

عباس
بادست آب را تکان داد
تا بعد نگویند کوفیان
“حسین را کشتیم… و
آب از آب هم تکان نخورد”
السلام علیک یا باب الحوائج یا ابالفضل العباس

…………………………………..

———————————–
…………………………………..

سقای دشت کربلا یعنی ابوالفضل

شیر دلیر نینوا یعنی ابوالفضل

جان بر کفان عالم هستی بدانید

فرمانده ی کل قوا یعنی ابوالفضل

السلام علیک یا ابوالفضل العباس

…………………………………..

———————————–
…………………………………..

کاشف الکرب تویی، خنده ارباب تویی
پدر خاک علیّ و پدر آب تویی
ساقی ما چه شرابی، چه سبویی دارد
بنویسید رقیه چه عمویی دارد
از در خانه او پا نکشیدم هرگز
چون حسینی تر ازعباس ندیدم هرگز

…………………………………..

———————————–
…………………………………..

هیچ میدانی چرا گه گاه طوفان می شود؟
صحنه ی جنگیدن عباس(ع) اکران می شود…

…………………………………..

———————————–
…………………………………..

خلق میداند که دربهداری قرب حسین

دردها را بیشترعباس درمان میکند

یا ابوالفضل العباس دستمان به دامنت

به حق سه ساله ابا عبدالله الحسین حضرت رقیه

امشب همه مریضها را شفای کامل عنایت فرما

…………………………………..

———————————–
…………………………………..

شکسته بال و پری ز آشیانه می برند
تنی ضیعف، غریبان به شانه می برند
جنازه ای که همه انبیاء به قربانش
چه شد که هفت نفر مخفیانه می برند
مدینه فاطمه را روز روشن آزردند
چرا جنازه ی اورا شبانه می برند…

…………………………………..

———————————–
…………………………………..

عشق ساطع شده از مشرق بین الحرمین
بی خود از خود شده ام عاشق بین الحرمین

من نه امروز فقط این همه عاشق شده ام
در ازل بوده دل ام مشفق بین الحرمین

السلام علیک یا ابوالفضل العباس

منبع http://www.zfarsi.ir


تمامی محصولات زیر در حراج ویژه تابستان 94 با تخفیف به فروش میرسد

کیف لوازم آرایشی رولی

ساعت اسپرت طرح پوما

ساعت دخترانه آل استار

ساعت بند چرم زنانه طرح بهار

آویز کاور و نگهدارنده کیف

کاور و نگهدارنده جواهرات

ساعت زنانه طرح آلیس

 ساعت زنانه طرح والار نگین دار

ساعت زنانه الیزابت

ساعت اسپرت مردانه Bistec

پایه عکاسی مونوپاد ریموت دار

کیف همه کاره لمسی



ارسال نظر






>