اشعار عاشقانه

اشعار عاشقانه

 

 

چند تکه آرزو

کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه ها یادی کنیم

کاش بخشی از من خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم

کاش تا آسمان بارانی ست
از زلال چشمهایش تر شویم

از نگاه زرد گلدانهایمان
کاش با رغبت پرستاری کنیم

کاش دلتنگ شقایق ها شویم
به نگاه سردشان عادت کنیم

کاش شب وقتی که تنها می شویم
با خدای یاس ها خلوت کنیم

مریم حیدرزاده

———————————–

خورشید چشمهایت

نوید صبح می دهد مرا

و روشن می کند آسمان فردایم

چه دل انگیز طلوعی

آنگاه که چشم می گشایی

وچه پر غرور

که حک می شوم در نی نی چشمهایت

اینجا خاک بوی تو می دهد

هوا

آب

و هر آنچه که نام تو باشد

چشمهایت دریچه ای به بهشت

و من سرگردان در میان برزخی

که بمانم یا بروم

بر آستان نگاه تو سر نهاده ام

تا تطهیر کنم این تن دلسپرده را

قصه ی چشمهای تو

متبرک می کند شعر من

و نازکای قلم

چه زیبا رقم میزند این قصیده ی نا تمام

چشمهایت دریچه ای به بهشت

به آسمان

به عروج

دریچه ای به آنچه که دوست می دارمش

منبع http://www.98love.ir

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *