به یک اتفاق خوب جهت افتادن نیازمندیم : طنز

طنز 93

طنز ۹۳

دلم
واسه نسل های بعدمیسوزه…. بایه مشت پدربزرگ ابرو برداشته

چیکار میکنن..

+++++

داریم حیات وحش نگاه میکنیم بابام برگشته میگه ععععععع این میمونه چقد شبیه توئه .
!!

+++++

– یه بار یه دویستی دادم به گدائه، گدائه گفت: خدای نکره یه وقت لازمت نشه؟!

+++++

من نمیدونم این مامانا که وسایل خودشون رو یه جایی میزارن,
بعد خودشونم یادشون میره کجاس … چه جوریه که تو پیدا کردن وسایلی
که ما به اصطلاح تو ۷ تا سوراخ موش قایم میکنیم تبحر خاصی دارن

+++++

هر وقت احساس کردی خیلی بالایی چند تا نارگیل واسه من و بچه ها بنداز پایین!

+++++

چرا درِ یخچالو شیشه ای نمیسازن تا قبل از باز کردن بفهمیم چیز جدیدی توش نیست؟ پس این دانشمندا چه کار میکنن؟ 😐

+++++
یه روز رفتم شلوار بخرم فروشنده یه شلوار آورد خوب نبود. گفتم این خیلی خزه، مگه اسکلم اینو بپوشم؟
فروشنده از پشت پیشخون اومد اینور دیدم همون شلوار پای خودشه!

+++++
– تو خیابون یه تصادف شده بود. همه جمع شده بودن. منم برای اینکه صحنه رو از نزدیک ببینم از اون ور داد زدم گفتم «برید کنار، برید کنار من پدرشم» وقتی که رسیدم دیدم اونی که تو خیابون افتاده الاغه!

+++++

– یک بنده خدایی می گفت: حالا درسته ما قصد ازدواج نداریم ولی خب آخه یه خواستگار نباید بیاد برامون؟

+++++

یه روز یه زنه شوهرش رو گم کرده بوده، با برادرش می‌ره کلانتری میگه: سرکار، شوهر من که گم شده قد بلند، مهربون، خوش‌تیپ و….برادرش میگه: چرا چرت میگی؟ اون ایکبیری که این شکلی نبود! زنه میگه: خب بذار حالا که داریم شوهر پیدا می‌کنیم، یه خوبشو پیدا کنیم دیگه

++++

وقتی بچه بودیم زنگ یه خونه رو که میزدیم در نمیرفتیم،
وامیستادیم تا صاحبخونه در رو باز کنه
بعد قدم زنان از جلوش رد میشدیم!
اونم محاسبه میکرد با خودش میگفت : کسی که زنگ رو زده الان رسیده سر کوچه پس اینا نیستن!!
از همون طفولیت علم فیزیکمون خوب بود 😐

منبع http://jok47.blogfa.com

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *