اشعار زیبا برای روز پدر و تولد امام علی

اشعار زیبا برای روز پدر و تولد امام علی (ع)

0a1

حق روز ازل کل نِعم را به علی داد
بین حکما حُکمِ حَکَم را به علی داد
معنای یدالله همین است و جز این نیست
کاتب که خدا بود قلم را به علی داد
می‌خواست به تصویر کشد قدرت خود را
در معرکه شمشیر دو دم را به علی داد
عمّال شیاطین همه ماندند تهی‌دست
تا احمد محمود علم را به علی داد
یاران ولایت به خدا اهل بهشتند
الله کریم است، کرم را به علی داد…
هر مملکتی تابع فرمان امیری است
ایران، دلِ افتاده به غم را به علی داد
از نسل علی یک علی آمد به خراسان
یعنی که خدا کل عجم را به علی داد
کوچک‌تر از آن است عجم فخر فروشد
گو حیدری‌ام، یار دلم را به علی داد
سبقت بگرفت اُمّ علی ز اُمّ مسیحا
روزی که خدا حق قدم را به علی داد
مملوک ببین مالک دین در شب میلاد
تنظیم سند کرد و حرم را به علی داد
بودی همه اشراف عرب طالب زهرا
طه گهر عهد قِدَم را به علی داد
بگذاشت کف فاطمه را بر کف حیدر
با فاطمه شش دنگ ارم را به علی داد
از یُمن همین وصلت فرخنده «کلامی»!
حق زینب آزاده‌شیم را به علی داد

رباعی
این سیزده رجب عجب محترم است
چون روز طلوع آفتاب کرم است
حاجی! به طواف کعبه آرام برو
چون سید اوصیا درون حرم است
شاعر: ولی الله کلامی زنجانی


ماهِ مولا شد حدیث طیر را با ما بخوان
در ولایش آشنا و غیر را با ما بخوان
در توسل شبّر و شبّیر را با ما بخوان
«یا مَن أرجوهُ لکلِّ خیر» را با ما بخوان
با نمازی، با دعایی از گناهانت برآی
هم‌چنان بنت اسد بر درگه یزدان درآی
دانهٔ اشکی چنان آیینه صافت می‌کند
سوز آهی محرم بزم عفافت می‌کند
رو به مسجد کن ببین رحمت طوافت کند
ذات حق دعوت برای اعتکافت می‌کند
معتکف در مسجد آن‌چه دید جز آن‌جا نبود
اعتکاف هیچ کس چون مادر مولا نبود
مادری کاو را ببخشد عالیِ اعلی علی
پیش کعبه کس نداند حال او الّا علی
می‌رسد بر گوش جانش نغمه‌های یا علی
اعتکافش در حریم کعبه باشد با علی
چون سر آمد اعتکافش، عشق شد هم‌دوش او
تا برآمد آفتابی بود در آغوش او
ای حرم در باز کن جانانه را در بر بگیر
تیرگی بس، شمع با پروانه را در بر بگیر
چون صدف این گوهر یک‌دانه را در بر بگیر
خانه را بگشا و صاحب‌خانه را در بگیر
در ز دیوار حرم وا کن، به مردم در ببند
خود کمر در خدمت این کودک و مادر ببند
ای حرم! غسل زیارت کن جمالش را ببین
چهره‌ی چون ماه و ابروی هلالش را ببین
خط بکش بر روی بت‌ها و خط و خالش را ببین
بر سر دست رسول‌الله مقالش را ببین
کز زبور و مصحف و تورات ای جان جهان!
هر چه فرمایی بخوانم، گویدش قرآن بخوان
چون به رخسار پیمبر چشم حیدر باز شد
از نگاهش عقده‌ی غم به پیمبر باز شد
شهر علم مصطفی(ص) را بر جهان در باز شد
حجت داور لبش با نام داور باز شد
ای حریم کعبه! بشنو، این ندای دلنشین
آیه‌های مؤمنون را از امیرالمؤمنین
اختیارش با خدا و عالمش در اختیار
مرد میدان‌های علم و حلم و مجد و افتخار
شاعر: سیدرضا موید

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *