جمله های غمگین و عاشقانه

جمله های غمگین و عاشقانه

ghmm

هیسسسس!
حرف نزن.!!
صدای نفسهایت را…
بیشتر از دروغهایت دوست دارم..،!

::
::
هر دو لذت بخشند؛
یه نفری خوابیدن رو تخت دو نفری..
دو نفری خوابیدن رو تخت یه نفری ..،!

::
::
خیانت کرده ای و میگویی کو ؟!!
نشانم بده ….!!!
آخر آدم عاقل !!! مگر جای بوسه میماند …،؟!!

::
::
درونم غوغاست…ساده میشکنم..با یک تلنگر کوچک..
اینگونه نبودم…شدم..،!

::
::
من از اولش ریاضیاتم ضعیف بود …
نمیدونم چطوری شد که تو رو آدم حساب کردم ..،!

::
::
یه روز خوب میااااد…‎!‎
که برگ ترحیمیم برسه به دستت
اونوقت توام بگی:
آخی.. اینم مرد؟!..،

::
::
من حاضرم این دل کلنگیمو بکوبم..
تو بیایی و از نو بسازیمش..،

::
::
تو به من میخندی چون من متفاوت هستم !
من به تو میخندم چون فرقی با بقیه نداری ..،!

::
::
هی<<خودم>> …
نترس مرد، من اینجام..،!

::
::
من همین یک دانه دل دارم، بفرما بشکنش
کوزه ای از آب و گل دارم، بفرما بشکنش
تو سبوی آرزوهای مرا بشکسته ای
هرچه باداباد این هم دل، بفرما بشکنش..،

::
::
اگر افتخارت دل شکستن است
به عزیزانت بگو اسپند دود کنند..
این بار افتخار که نه..
حماسه آفریدی..،!

::
::
امروز یک مرده شور را دیدم.
آنچنان زیبا میشست که لکه ای هم باقی نمی ماند..
اما نمیدانم چرا پدرم از او خوشش
نمی آید!
و
مدام گریه میکند
و
مادرم نیز نفرینش…
او که مرد خوبی است..من دوستش دارم،
فقط کاش ناخن هایش را میگرفت.
تمام بدنم را زخم کرد..،!

::
::
روم به خواب، که خواب تورا بینم
کجاست خواب؟ که خواب، به خواب بینم..،!!

::
::
آراسته آمد و چه آراستنی
پیراسته زلف خود،چه پیراستنی
بنشست به می خوردن و برخاست به رقص
به به چه نشستنی،چه برخاستنی ..،

::
::
گاهی باید با “تنهایی” بسازیم..
تا “تن های”دیگر با هم بسازن..،

::
::
خدایا؛ بخاطر سیب مارا از بهشت بیرون کردی و بخاطر آب انگور به جهنم می اندازی ..
تو با میوه هایت مشکل داری یا با ما ؟..،

::
::
آغاز هر پایانى، یعنى پایان هر آغاز که انتهایش ابتداى شروع اول است در مسیر شروع آغاز بی پایان..،!

::
::
داشتنت حقیقتا رؤیای قشنگی بود.
اما واقعیتش
نه ثانیه ای خوشی داشت
نه خاطره ای مرور کردنی!
فقط درد داشت ..،!

::
::
آدم های دنیای من ؛
فعلی را صرف میکنند که برایشان صرف داشته باشد ..،!

::
::
خدا تنهاست !
گاهی یادش کن ..،!

::
::
تو اگر ماندنی بودی ..
با یکی از قبلی ها 
مانده بودی ..،

::
::
بعضی هارو تو زندگی باید اگه شده آژانس هم واسشون بگیری تا هرچه سریعتر از زندگیت گم شن بیرون ..، !

::
::
چرا دوباره برمیگردی؟؟؟
نبش قبر <حرام> است مؤمن..،!

::
::
چه بوسه باشه،چه خنجر…
دیگه به حال این جنازه فرقی نداره..،!

::
::
روزگار عجیبی شده،
حتی وقتی میخندیم،منظورمان چیز دیگریست ..،!

::
::
بعضی از آدمها کلا” آزار دهنده اند !
وقتی هستند با بودنشان !!
و
وقتی نیستند با نبودنشان آزارمان میدهند ..،!!

::
::
به لباسهایش،به کلاهه پاره اش،به این که روی یک پا ایستاده بود،به این که دهقان به او تکیه میکرد..
به هیچ کدام
اعتراضی نداشت..
فقط شکایت داشت از این که چرا به آدمهای بی خاصیت میگویند”مترسک”..،

::
::
تا بشکند امروز طلسمم، برخیز
تا غصه جدا شود از اسمم، برخیز
این جسم ندارد آرزویی جز خاک
ای روح! به احترام جسمم، برخیز ..،

::
::
خیلی فقیرم !!!
دیگر حتی … حوصله هم ندارم..،!

::
::
اگر احساس ب خاموشی مطلق برسد
باز هم عاطفه ای هست،میان من و تو

::
::
هوای دلها آلوده است !
اینجا فاصله ی یک عشق تا عشق بعدی ..
یک نخ سیگار است ..،!

::
::
هر روز ” دماغ ها ” کوچکتر می شود 

و 

دروغ ها بزرگتر ..،!

::
:

چرا همیشه آخرش می فهمیم که از اولش اشتباه کردیم؟..،!

::
::
گاهی وقتی بهش زنگ میزنی و بهت جواب نمیده دلیلش این نیست که نمیخواد صداتو بشنوه
شاید چیزی واسه جواب دادن نداره…!

::
::
یکى گردنش کبود میشه،یکى زیر چشمش.!
زندگى ها چقدر متفاوته..،!

::
::
ترس آن روز بیایی که نباشد جسدم
کوزه گر، کوزه بسازد زخاک جسدم
لب آن کوزه بسازد زخاک لب من
بی خبر لب بگذاری به لبان جسدم ..،

::
::
میگن وقتی آفتاب طلوع میکنه تا غروب همه جا پرسه میزنه
از همه جا که نا امید میشه ب غرب پناه میاره!
سلامتیه بچه های غرب تهران..،

::
::
دقت کردین‎ ‎‏ دو راهی یعنی چی؟
دل میگه آره,تجربه میگه نه..،!

::
::
یک رابطه مخصوص ۲ نفر است‎!‎
 اما برخی احمق ها شمارش بلد نیستنند ..،!

::
::
هوا را هر چقدر نفس بکشی….باز هم برای کشیدنش بال بال میزنی..
مثل تو
هر چقدر که باشی ، باز هم باید باشی
می فهمی چه میگویم ؟
بودنت مهم است..،!

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *