​​ جمله های غمگین 92

جمله های غمگین ۹۲

جمله های غمگین ۹۲

hbvm جمله های غمگین 92

ای دوست ای دوست جور از آن کشم که روی تو نکوست…
مردم گویند بهشت خواهی یا دوست …
ای بی خبران بهشت با دوست نکوست
::
::
یکی از لذتهایی که دیگه نیست..
اینه که هر جا که باشم.. مــــــنـــــو با همون اسمِ خاص که همیشه با کلی عشوه و ناز و اَدا صدا میکرد، صــِــدا کنه.. .
فقط یه بار .. یه بارِ دیگه..هــمـــیــــن..
::
::
عشق تو
شوخی زیبایی بود که خداوند باقلب من کرد..
زیبا بود اما شوخی بود…‏!‏
حالا تو بی تقصیری…‏!‏
خدای توهم بی تقصیر است…‏!‏
من تاوان اشتباه خود راپس میدهم
تمام این تنهایی تاوان‏”جدی گرفتن ان شوخی‏”است…‏!‏
::
::
خیالت راحت!
دل شکسته ها نفــــرین هم بکــنند، گیــرا نیست…
نفــرین تــه دل می خواهد!
دلــِ شکسته هم که دیگر ســر و تــه ندارد…
::
::
مثل ستاره تو قشنگی، اما تنها فرقی که داری، اون ها زیادن تو تکى!
::
::
سکوت عاشقونه هات،ورد زبون و جونمه
رایحه ی اشک چشات،راز همیشه بودنه
::
::
” دل ”
اتفاقی ترین اشتباه دنیاست !
بسته میشود آنجا که نباید
کنده میشود از جایی که نباید . . .
::
::
روزی میرسد که آرام رد میشوی..
مرا نمیشناسی..
اما ته مانده ای از خاطراتت در ذهنم مانده برای روز مبادا……
::
::
از تنهایی هایم یاد گرفتم
جلوی تنها پسری که زانو می زنم، پسرم باشد.
آن هم برای بستن بند کفش هایش . . .
::
::
رفتــم گفتـم از “خـــــیرش” مـی گــذرم
شنیـدم کـه زیــر لب گُفـت از “شــــــرش” خــلاص شـدم . . .
::
::
میگویند شکستنی رفع بلاست
ای دل تحمل کن شاید حکمتیست . . .
::
::
تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ولی نمیشه فهموند…
::
::
عمر من از عشق خوبان سر رسید
موی من از ناز خوبان شد سپید
ناز کردن بر من از دیوانگیست
صید من چون صید مرغ خانگیست
من چه دارم کز تو پنهانش کنم
جان تقاضا کن که من قربانش کنم …
::
::
عشق جام شرابی است
که تا تلخی دوری را نچشی لذت عاشقی رو نمیبری . . .
::
::
تمام حرف ها پشت سرت بود
به دنبالت الفبا را قدم زدم؛ تو حرف نداشتی . . .
::
::
سیگارها برایم ۲ دسته اند:
سیگارهای قبل از دیدنت و سیگارهای پس از رفتنت!
هر دو برایم حس غریبی دارند:
اولی،به خاطر دلهره ی نیامدنت
و دیگری از ترس دیگر ندیدنت
::
::
عـــاشقم گــر نیســتی، لطــفی بکن نفــرت بــِـورز
بــی تفــاوت بـــودنتـــ هــر لحظــه آبـــم می کــند…
::
::
تنها ” که باشی ؛
نه دلت دستمالی میشود
و نه خیالت انحصاری . . .
::
::
هر وقت میریم درکه, من یه ساعتی از جمع جدامیشم….
میرم میشینم روی اون صخره ی وسط آب که روش با هم عهد بستیم!!!!!!
بهت گفتم:قول میدی پام وایسی؟!!
گفتی:قسم میخورم عزیزم!!!!و محکم بغلم کردی!!!!
حالا همه چی سره جاشه!!!
اون صخره…
من…
احساساتم….
تنها چیزایی که سر جاشون نیستن تویی و قولمون!!!!
::
::
گفت : احوال ات چطور است ؟
گفتم اش : عالی است
مثل حال گل !
حال گل در چنگ چنگیز مغول !
(قیصر امین پور)
::
::
می بینی رفیق …
چقدر ساده …
همین که …
پای ِ ” نون ” وسط می آد …
دوستت دارم …
میشه …
دوستت ” ن ” دارم …


ساعت بند چرم زنانه طرح بهار



ارسال نظر






>