به پورتال جامع پاتوق خوش آمدید...

جدیدترین دکلمه برای دهه فجر

جدیدترین دکلمه برای دهه فجر

جدیدترین دکلمه برای دهه فجر

[ www.Patugh.ir ]

واماندن است؛
و رفتن، رسیدن…
او آمد و این را به ما گفت و خود ـ موسى وار ـ بر شبزدگان کوه طور، برآشفت. عصایى در مشت و کوله‏بار دین و دانش، بر پشت.
زمین، شوق و شورى دیگر گرفت و زمان، با فغان عندلیبان، نغمه‏اى از سر.
انفجار تاریخ؛ زلال خون پاک خاکیان و ترنّم قصیده‏هاى حنجره‏هاى افلاکیان، در بیشه‏هاى پریشان بى‏باران اقلیم شب گساران!
گیوِ زمان، طلسم بسته دیوان روزگاران را شکست. از آسمان نگاهش هزار هزار ستاره در گلشن فردا نشست. رُخَش چونان هور و پیامش زلال‏تر از نور…
زمان رسید و دست‏هایى از جنس آسمان بر زخم‏هاى کهنه شهر شب، عطر مرهم نشانید. سرودِ سبز رود را به کف بادِ صبا نهاد و نوید شکفتن را در سرزمین شقایق گونِ شاهدان، سر داد.
آن مهربان آفتاب را گفت و آب و آینه را؛ و مسیحاتر از مسیح، همدوش موسى، خروش نیل را بر پیکر فرعونیان آشفت. و زَمهریرِ بهمنِ پیروز، بهاران شد؛ بوستان. عطرِ سحر، شمیم رهایى، روح خدایى، بوى خوش آشنایى و… همه را، تنها داشت.
به خشکسالى مجال ندهیم!
زمان رسید. بغض آسمان ترکید و زمین، فریاد هستى را شنید. خورشید در میهمانى ماه‏ترین همسایه اسفند، جامه گلگون شکوه و شعور پوشید. آفتاب تابید و از قلب هر شهید، درختى رویید.
شرممان باد، اگر چون ابرها نباریم؛
اگر بگذاریم شاخه‏اى ـ تنها ـ عریان بماند؛
و در پهنه خاکِ خوب خدا،
حتى یک بیابان،
ما را به خشکسالى بخواند!
امام! همیشه در خاطر مایى

روزهاى ابتداى بهمن، بیش از هر چیز، خاطره معطر سال‏هاى دوردست را در کوچه اذهان مى‏پراکند و ابهت و شکوه آن حماسه را که از اندیشه و کلام تو رویید، بر سر زبان‏هامان جارى مى‏کند.
هنوز این ملت، مشتاق آن نگاه پر از ایمان و تبسم پر از امیدت بر پله‏هاى هواپیماست. وقتى به سیاحت سیماى مطمئن تو، بر منبر بهشت زهرا علیهاالسلام مى‏نشینیم، حرارت همان روزهاى بهارى در دل‏هامان زنده مى‏شود.
تو از جنس خودمان بودى؛ دردمند، داغ فرزند دیده، رنج تبعید و آوارگى کشیده، ولى با قلبى همیشه متلاطم براى ایران!
از کوچه‏هاى خاکى خمین، تا آبادانى وطن
داستان تو، داستان مردى است که روزگارى در کوچه‏هاى خاک خورده خمین و شهادت پدرش به دست عمال خان، خیلى زود، اندیشه کودکى‏اش را به بلوغ و بالندگى رساند.
کودک آن سال‏هاى دور، در پیچ و خم زندگى پربارش، بزرگ مردى پروراند که امام مهربان و رهبر فرزانه و منجى تمام عیار ملت شد. اکنون، پس از تمام آن سال‏هاى پست و بلند، هنوز عشق به آن مرد، لاى بنفشه‏هاى متولد بهمن ماه مى‏پیچد و کوله دعاگویى ملت را به پاى آن پیر جمارانى مى‏ریزد.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *