به پورتال جامع پاتوق خوش آمدید...

اهمیت اقتصادی انقلاب, مقاله 22 بهمن

اهمیت اقتصادی انقلاب, مقاله 22 بهمن

اهمیت اقتصادی انقلاب, مقاله 22 بهمن

در بين مجهولات فوق سؤال ششم حساس‏ترين، سياسى‏ترين و كاربردى‏ترين پرسش مى‏باشد. در حاليكه سؤال دوم عمدتاً در آكادمى‏ها، دانشگاهها و پژوهشگاهها مطرح مى‏باشد، سؤال ششم بطور وسيع و عميق در عرصه جامعه و در بين دولت و ملّت، دوست و دشمن و داخل و خارج طرح مى‏شود.

اين مدعا مبتنى بر اين استدلال است كه انسانهاى ذيربط با انقلاب اسلامى اعم از موافق و مخالف، واقعيت آن را پذيرفته‏اند و مى‏گويند به هر دليلى و متأثر از هر علّتى انقلاب اسلامى، دولت شاهنشاهى را براندازى كرده و جمهورى اسلامى را مستقر كرده است. پس مهم آن است كه ببينيم اين پديده كلان چه آثار و نتايجى در عمل ببار آورده است؟ و اين فضاى جديد چه تأثيرى بر زندگى ما داشته است؟ در اين ميان آثار و نتايج اقتصادى انقلاب دانسته و ندانسته، كم يا زياد، مستقيم و غير مستقيم، بحق يا ناحق، بيشتر مورد توجه و استناد قرار مى‏گيرد…

براى مثال در بسيارى از محافل كه گفتگوهايى بين توده مردم صورت مى‏گيرد مباحث به گرانى و تورم كشيده مى‏شود و در اين رابطه قيمت اجناس و كالاهاى اساسى، قبل و بعد از انقلاب با هم مقايسه مى‏شود. در اين موارد تبعاً مخالفان، قيمت بالاى كالاها و خدمات در شرايط كنونى را مهم‏ترين دليل براى ناكامى و ناتوانى انقلاب مى‏دانند، در مقابل موافقان، ضمن توجه به اين امر، به برخى از تحولات اساسى اقتصادى و صنعتى استشهاد مى‏كنند و از خدمات رسانى به روستاها، افزايش توليد برق و گاز، لوله‏كشى، جاده كشى و… سخن مى‏گويند.

در اين موارد بعضاً مى‏گويند كه اصولاً ماديات و اقتصاد هدف اصلى و اولى انقلاب نبوده و لذا به آثار و دستاوردهاى سياسى و فرهنگى انقلاب اشاره مى‏كنند.

در زمينه اهميّت اقتصاد به عنوان ملاك و معيار سنجش نتايج انقلاب اسلامى مى‏توان به تبليغات كشور در ايام بزرگداشت پيروزى انقلاب در دهه‏ى فجر و همچنين ايام هفته دولت در شهريور ماه اشاره نمود. در اين مقاطع نيز ديده مى‏شود كه دولتمردان و مقامات رسمى نيز بخش عمده‏اى از گفتارشان درباره آثار و نتايج اقتصادى انقلاب اسلامى است. در اين مناسبت‏ها عمدتاً آمارهايى از فعاليتهاى عمرانى و اقتصادى كشور ارائه شده و با قبل از انقلاب مقايسه مى‏شوند.

اين مقدار توجّه به اقتصاد كه به صورت دانسته يا ندانسته مبذول مى‏شود مى‏تواند ناشى از چند عامل باشد:

اولاً انسان از بدو تولد، دو دسته نيازهاى مادى و معنوى را بصورت بالقوّه با خود دارد. ابتدا نيازهاى مادى فعليت مى‏يابند، گرچه نيازهاى معنوى از لحاظ ارزشى تقدم و اولويت دارند و اينها نيز در وقت خودشان از قوّه به فعل مى‏آيند. به اين ترتيب ملاحظه مى‏شود كه نيازهاى مادى از نظر فعليت تقدم دارند و لذا تحريك پذيرى آنها بيشتر است.

ثانياً متأثر از تمدن غرب، جوّ نظام جهانى بشدت اقتصادى و مادى است و صنعت و اقتصاد بزرگترين ارزش و دستاورد فرهنگ و تمدن غربى شده است. در چنين شرايطى براى ارزش گذارى هر پديده انسانى و اجتماعى، از جمله انقلاب‏ها، چنين القاء مى‏شود كه چه دستاورد مادى و اقتصادى داشته است؟ يعنى عملاً ارزش پديده‏ها تابع نتايج مادى و اقتصادى شده است.

البته اين حد افراط در اقتصاد و امور مادى تنگناهايى در آن تمّدن ايجاد كرده است و خلأهايى در آنجا بوجود آورده است كه اتفاقاً انقلاب اسلامى با پيامهاى انسانى و ارزشى خود مى‏تواند براى آنها جالب و جاذب باشد امّا در وضعيّت كنونى به هر حال نتايج مادى و اقتصادى پديده‏ها و ميزان رفاهى كه براى شهروندان دارند در ارزيابى و ارزش گذارى آنها نقش اصلى را دارد.

منبع: aviny.com

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *