به پورتال جامع پاتوق خوش آمدید...

جمله های غمگین و بسیار زیبا

جمله های غمگین و بسیار زیبا

جمله های غمگین و بسیار زیبا

کاش بـودی و دستهایِ مهـربانت

مـرهمِ همه ی نبـودنهایت میشد
::
::

نه، دنیا کوچک نیست

وگرنه من هر روز نشانی خانه‌ات را گم نمی‌کردم

و لابه‌لای سطرهای غمگین زندگی

به دنبال ِ دست‌های تو نمی‌گشتم…

::
::

گذشته که حالم را گرفته است!

آینده که حالی برای رسیدنش ندارم!!

و حال هم حالم را به هم میزند!!!

چه زندگی شیرینی…!!!!
::
::

نبودن هایت آنقدر زیاد شده اند که هر رهگذری را شبیه تو می بینم!!

نمی دانم غریبه ها “تو” شده اند یا تو “غریبه”؟؟!!

::
::
گاهی برای کشیدن فریاد

هزاران پیکاسو هم کافی نیست…

::
::

برعكس پولهايم، زندگی ام گوشه دارد، همانجا كه هميشه تنهای تنها مینشينم.

::
::

یادت هست فقط میگفتی لب تر کن؟ لب که هیچ چشمانم را تر کردم ولی باز ترکم کردی
::
::
تو را چه به فرهاد؟

یک فرهاد بود و یک بیستون عاشقی!

تو همین یک وجب دیوار را بردار…

من باورت می کنم
::
::

سخت است ببازی تمام احساس پاکت را…و هنوز نفهمیده باشی، اصلا دوستت داشت؟!
::
::

او رفت؟

بسلامت.

من خدا نيستم بگويم: صدبار اگر توبه شكست بازآید.

آنكه رفت,به حرمت آنچه باخود برد حق بازگشت ندارد. رفتنش مردانه نبود.لااقل مرد باشد برنگردد. خط زدن برمن پايان من نيست، آغاز بی لياقتی اوست!

::
::

کاش قلبها در چهره بود آنگاه کسی شيفته لبخند دروغين نمی شد!

::
::

زخم هايت را پنهان كه. آدم های سرزمين ما بيش از خد بانمک هستند…

::
::

همه ی پل های پشت سرم را خراب كردم از عمد…

راه اشتباه را نبايد برگشت.
::
::
خيلي از اونايی كه بودن ديگه نيستن، چون اونايی نيستن كه بودن.
::
::
همه ی يهويی ها خوبن:

يهويی بغل كردن

يهويی بوسيدن

يهويی ديدن

يهويی سورپرايز كردن

يهويی دوست داشتن

يهويی عاشق شدن

اما امان از يهويي رفتن!!!

::
::

گاهي اونقد رمزخرف ميشم كه برای بقيه قابل درک نيستم…حتی عزيزترين كسمو از خودم ميرونم … اماتوی اون لحظه تودلم آرزو ميكنم بهم بگه: ميدونم دست خودت نيست عزيزم …. دركت ميكنم !!!

::
::

بند بند دل بنده به بند بند دلت بنده، دل بند بنده دلم برات تنگه…

::
::
من هنوز از بازی كلاغ پر ميترسم! ميترسم بگويم “تو” آرام بگويی “پر”

::
::

يه روزی من بودم نفسش بعد شدم باعث تنگی نفسش! رفت سراغ يكی ديگه…
::
::
حس خوبی نيست در رويای كسي گم شی كه فكرتو حتی تو خوابشم نمی گنجه.

::
::

اين روزها ميگذرند ولی من به آسانی از اين روزها نميگذرم..

::
::

به سلامتی اونی كه وقتی توبغلم گرفتمش وجودم لرزيد، نه از ترس نه ازعشق بازی. از وحشت فردای بدون اون!!!
::
::

ميدوني قشنگترين احساس چه وقتيه؟

برگردی يواشكي عشقتو نگاه كنی ببينی اونم داره نگات ميكنه.

::
::

از همون لحظه ای كه بند نافت رو از مادرت جدا ميكنن، بايد بدونی كه ديگه به هيچكس نميتونی وابسته شی

::
::

نقطه می گذاری انتهای خط . .

و مـــــــــــــن باز می رسم سر سطر !

تو دوباره با نقطه ای تمامم می کنی . . .

و من سمج تر از هزار سطر به پایان رسیده . . .

شروع می کنم !

درشکه ای سیاه می خواهم که یاد تو را با خود ببرد یـــا نــــــــه

نـــــــــــــه …

یــــاد تـــــــــــو باشد مــــــــــرا با خود ببرد …

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

۱ نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *