اس ام اس گریه آور بهمن ۹۱

اس ام اس گریه آور بهمن ۹۱

حرفهایم…
دلخوریهایم…
وتمام اشکهای من…
بماند برای بعد
تنها به من بگو
با او چگونه میگذرد که بامن نمیگذشت
::
::

بازار سنگ ها کجاست؟
به دنبال سنگی کمیاب هستم
آیا سنگ صبور هم میفروشند
::
::

از اون روز
از اونجا
از تو ب بعد
دیگه هیچ چیز مثل قبل نشد ک نشد…
::
::

امشب یهو دلم کودتا کرد
تورو میخواست
سرم رو کردم زیر بالشت
آروم ب دلم گفتم
خفه شو…
دوره دموکراسی گذشته
میزنم لهت میکنم…
::
::

اگه میخوای حال کسی رو بفهمی
ازش نپرس…
دروغ میگه
هدفونشو درار ببین چی گوش میده
::
::

من تصوراتم از تو با “کاش” گره خورده
اما تو توقعاتت از من با “باید”!!
::
::
آخه من نفهمیدم بالاخره..
معبود من،تو ک میگی هراتفاق خوبو بدی ک براتون می افته، حکمت داره..امیرم اتفاق خوبم بود یابد؟؟؟
حکمتی ک میگی کو؟؟؟
::
::
نمی خوام برگ درختت باشم که هر پاییز ازت جداشم، می خوام ریشه ات بشم که وقتی نیستی منم نباشم
::
::
پی_ حسه همون روزام
پی_ احساس آرامش
همون حسی ک این روزا
ب حد مرگ می خوامش
دلم میخواد عاشق شم
آخه فکرت شده دنیام
اگه عاشق شدن درده
من این دردو ازت میخوام
::
::
دلم برایت تنگ شده
میخواهم آنقدر اشک بریزم
تا غبار فاصله از قلبم تمیز شود
ولی میترسم…
این شهر،”ونیز”شود…
::
::
زمانی”من وتو”بودیم و دیگران در کنارمان..
حال”من وتو”هستیم و دیگران بینمان..
::
::
کاش باز معلمی بودو انشایی میخواست..
روزگار خود را چگونه می گذرانید؟
تا چند خط برایش درد و دل کنم..
::
::
کاش میشد
آدم..گاهی
ب اندازه نیاز بمیرد..
بعد بلند شود
آهسته آهسته
خاک هایش را بتکاند
گردهایش بماند
اگر دلش خواست
برگردد ب زندگی
دلش نخواست
بخوابد تا ابد…
::
::
هرکه ب من میرسد
بوی قفس میدهد
جز تو ک
پر میدهی
تا بپرانی مرا…
::
::
دلشوره تمام لحظاتی را دارم ک دل تنگ میشود دلت..
و دستهایم دیگر کنار نمیزند دلواپسی ات را..
::
::
ای کاش نبودنت راهم با خودت برده بودی..
::
::
بعضیا قبل از خواب،رویاشونو مرور میکنن..
بعضیا برنامه های فرداشونو
ولی من دعا میکنم خواب زودتر از اشک بیاد سراغم..
::
::
دردناک است دوست بداری و گمان کنی دوستت دارند
حال آنکه او یگانه هستی تو باشدو تو یکی از هزاران لذت او..
::
::
خدارا شکر دیگر هیچ گاه گرسنه نیستم!
ب یمن وجودت هرروز سه وعده غم میخورم..
::
::
همیشه ک باشی خسته میشوند مردمانی ک اگر نباشی میگویند بی معرفتی..
::
::
وقتی مرا در آغوش میگرفت چشمانش را میبست..
نمیدانم از احساس زیادش بود یا خود را در آغوش دیگری تصور میکرد..
::
::
چه فرقی میکند عاشق تو باشم یا رنگین کمان؟
وقتی هردو هفت خطید..
::
::
چه سخت است
بعد از سالها جست وجو
نیمه ی گمشده ات را کامل ببینی…
::
::
گاهى شایدلازم باشدازیادببریم یادهمهءآنهایى راکه بانبودنشان… بودنمان را به بازى گرفتند…
::
::
عده اى مث قرص جوشانند…درلیوان آب ک بیاندازیشان طورى غلیان کرده وکف میکنندک سرمیروند…اماکافیست کمى صبرکنى بعدمیبینى
ک ازنصف لیوان هم کمترند!!!
::
::
وقتى ارزش هاعوض میشوند؛عوضى هاباارزش میشوند…!
::
::
باران ک میبارد راه میوفتم بدون چتر .. دلم برایت تنگ تر میشود من بغض میکنم آسمان گریه.
::
::
هروقت بین تاانتخاب مرددبودى شیریاخط بنداز؛
مهم نیس شیربیفته یاخط مهم اینه ک اون لحظه اى ک سکه داره روهوامیچرخه دفعه بفهمى دلت بیشترمیخوادشیربیفته یاخط…
::
::
هى فلانى!زمان است که وفادارى تورا ثابت میکندنه زبان…
::
::
کوک میکنم چشمانم راروی آمدنت! تونمی آیی… ومن برای همیشه خواب میمانم
::
::
به ” او ” بگویید نگران شبهایم نباشد ! سکوتم ، قرصهایم ، لرزش دستانم و ” پاکت سیگارم ” همه هستند ! ” تنها نیستم ” . . .
::
::
آنقدر که اورا دوست داشتم?اگر خدا را دوست میداشتم، در آن دنیا نیمی از بهشت به نامم بود…
::
::
ازمن جداشدوگفت:کارخداست،مانده ام مگرخدای اوخدای من هم نبود.
::
::
کفشهای آخرین دیدارمان رابرق می اندازم اما… چقدر برای پاهایم کوچکند!
::
::
کنارم گذاشت که تلخم کند…?شرابی شدم ناب… حالا خماری ام را میکشد…
::
::
دوره ای شده که حاضرم جای \”پَـــــــت\” باشم اما یه دوست واقعی مثل \”مَـــــت\”داشته باشم!!
::
::
اندیشه میکنم نه به شبها به روز هم… باور نمیکند کسی باور نمیکنی توام که حتی هنوز هم…

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *