به پورتال جامع پاتوق خوش آمدید...

نوشته های عاشقانه سری جدید

نوشته های عاشقانه سری جدید

نوشته های عاشقانه سری جدید

آدم ها وقتــي از هـم دور مـي
شـونـد کـه دارنـد بـه کـس ديـگـري نـزديـک مـي شـونـد ،
شــــک نکـــــن !…
حرفهاشون بهونست ……
که کاردارم
که ميخوام تنها باشم
که مشکل دارم
که لياقتت ندارم
که خوشبختت نميکنم
همش بهونس…
::
::
تو با اون بخواب …
من با دیازپام …
تو از اون کام بگیر …
من از سیگار
::
::
خداوندا
ناداني ديروز،شادي امروزم را گرفت ناداني امروزم را بگيِر تا شادي فردايم را از دست ندهم…
::
::
خيلى دردناکه…
اين همه زحمت مىکشى،،هفته رو تموم ميکني…
دوباره يکى ديگه شروع ميشه!
::
::
هنوز هم حوالىخوابهاى شبانه ام پرسه ميزنى!
لعنتى…
ديروقت است. آرام بگير…
بگذار يک امشب را آسوده بخوابم…
::
::
هرجاى احساسم رالمس کنى،درد دارد!
جاى ردپايت کبود است…
جاى نگاهت تاول زده…
اين آثار شکنجه ات است!
باشد…
عتراف ميکنم که گفته بودم عشقم:
بامن ساده باش نه اينکه ساده ازعشقم بگذر!
ميدانم حکمم تبعيد است.
تبعيد از روياهايم…
::
::
خوبان رابايد روي چشم گذاشت
کجايي؟چشم هايم بهانه ات را گرفته اند.
نورا
::
::
انقدردلتنگم ک دستانت نه
به دورهم راضي شدم(بياازدورادور دستي تکان بده)
::
::
امروزتولدمه..
من تولد بدون اميرمو نميخام..
خدايا من عشقمو ازت ميخام..
::
::
تولد تولد تولد
تولدم مبارک..
تولدم مبارک نيس شکسته قلب داغونم..
خدايم عشقمو بهم برگردون!
::
::
ي سري ادما هستن تو زندگيت که اگه نبودن الان داشتي با خيال راحت نفس مي کشيدي…
::
::
دوست دارم هايت راباورميکنم!درست مثل امضاي آخرنامه هايت که ميگويي خون است اماطعم آب انارميدهد…!سوگند
::
::
تنهايي رابلندترين شاخه درخت خوب ميفهمد..إنگار بزرگ شدن واوج گرفتن دليل تنهاييست…راستي؟؟؟خدا ازتنهايي بزرگ شد يا ازبزرگي
::
::
من خوشبختم!
همين که تو گوشه اى از اين جهان راه ميروى…
مى ايستى…
مى نشيني…
نفس ميکشى وگاهى و گاهى و فقط گاهى…
به من فکرميکنى…
::
::
من وخيال توبازبه هم رسيده ايم!بغضي گنگ…هق هق هايي بي صدا…دقيقه هايي زرد…کاش ميدانستي خيال تودراين سوي تنهاي
بامن چه ميکندتقديم به دخترخاله معصوم
::
::
سلامتي سيگاري که صادقانه نوشته سرطانزا نه آبميوه اي که رو جلدش نوشته 100% طبيعي!
::
::
کاپشنم را مىپوشم…
چکمه هايم را…
کلاهم را…
شال گردنم را…
نميدانم کافيست براى يخ نزدن قلبم، براي نگاه هاى سرد مردم؟!
::
::
گريه ام ميگيرد وقتى مي بينم اوکه همه ى دنياى من بود!منت ديگرى را مىکشد!
::
::
خواستم چشم هايش را ازپشت بگيرم، ديدم طاقت اسم هايي که ميگويد راندارم..سوگند
::
::
دلم ميخواد از اين ب بعد هرکي بهم گفت دوستت دارم..برم بغلش،سرمو بزارم رو شونش آروم بگم:خفه شو..
::
::
من ب تو نميام..
اما لطفا” تو ب خودت بيا..
::
::
قراره ي ميدون ب اسم من بزنن..
باتشکر از همه عزيزاني ک تو اين مدت مارو دور زدن..
::
::
من کوه شده ام..
و ديگر ب هيچ کس نمي رسم..
::
::
فقط يکيو ميخوام باهاش برم کافه،
برم پارک،باهم قدم بزنيم
ربات هم بود..بود
بي احساسيش شرف داره ب احساس بعضي ها..
::
::
لياقت ميخواهد واژه”ما”شدن
لياقت ميخواهد”شريک”شدن
تو خوش باش ب همين”باهم”بودنهاي امروزت..
من خوشم ب خلوت تنهايي ام
تو بخند ب امروز
من ميخندم ب فرداهايت..
::
::
لاشه ي عشقت خواهد گنديد
وقتي،طبق عادت هميشه
تقديمش ميکني ب غير..

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *