به پورتال جامع پاتوق خوش آمدید...

دل نوشته های غمگین بهمن 91

دل نوشته های غمگین بهمن 91

دل نوشته های غمگین بهمن 91

همه را خط زدم تا به عشقم برسم غافل از اينکه خودم خط خورده عشقم بودم تا به عشقش برسه
::
::
غروبم جلوه هاي ديگري داشت سحر هم در صفاي خود سري داشت ولي از دوست تا بيگانه،هرکس براي کشتن من خنجري داشت
::
::
زخم هايم به طعنه مي گويند: دوستانت ، چقدر با نمک اند!!
::
::
چى شد سيگارى شدى؟ يه شب بارون ميومد؛ خيلى تنها بودم چى شد ترک کردى؟ يه شب بارون ميومد؛ ديگه تنها نبودم چى شد الکلى
شدى و سيگارو دوباره شروع کردى؟ يه شب بارون ميومد؛ دوباره تنها شدم چى شد آوردنت اينجا بستريت کردن؟ يه شب بارون ميومد؛
خيلى تنها بودم؛ تو خيابون ديدمش؛ اون تنها نبود…
::
::
بعضي زخم ها هست که هر روز صبح بايد پانسمانش رو باز کني و روش نمک بپاشي تا يادت نره ديگه سراغ بعضي از ادما نبايد رفت
::
::
هميشه ابرها مي بارند ،ولي آدمها عاشق ستاره ها مي شوند،نامرديست آنهمه گريه را به يک چشمک فروختن…
::
::
قلب من به تيغ کساني زخم برداشت که ازآنهاانتظارمحبت داشتم.
::
::
براي کسي مردم که برايم نه تب کرد, نه سرفه و نه حتي عطسه…!
::
::
يه عده آدم نفهم هستن که ميفهمن نفهمن ! ولي نميفهمن که ميفهميم نفهمن!
::
::
عاشقانه ترين غزل است
دستان_تو
ک مي پيچد
ميان_موهاي_من..
::
::
اي کاش يابودي،يا از اول نبودي
اينکه هستي وکنارم نيستي
ديوانه ام ميکند..
::
::
مخاطب هاي امروزي رو
هرچي بيشتر خاص کني
بي خاصيت تر ميشن..
::
::
بالاترين سرعت تو دنيا سرعت نور نيست..
سرعت رنگ عوض کردن آدماست..
::
::
اين روزها کسي از ثابتش استفاده نمي کند
همه اعتباري مي خواهند و قابل تعويض
همراه را مي گويم..
::
::
علم بهتر است يا ثروت؟
باورکنيد هيچ کدام
فقط ذره اي معرفت..
::
::
دلتنگ نشدي ببيني چگونه خوبترين خاطره ها…
بي رحم ترينشان مي شوند..
::
::
مگه قلب من بت بود!
ک خدا تورو واسه شکستنش فرستاد…
::
::
دلم خيلي بيشتراز حجمش پر است..
پر از جاي خالي تو..
::
::
آينه هم شکايت دارد از من
روي_ خوش ميخواهد..
آينه جان..ندارم،ندارم،ندارم
::
::
“تو”
راحت بخواب
“من”
مشق_ گريه هايم
هنوز مانده…
::
::

دلم کمي خداميخواهد…
کمي سکوت کمي آخرت دلم دل بريدن ميخواهدکمي اشک کمي بهت کمي آغوش آسماني دلم کوچه ميخواهدبي بن بست!و خدا
تاکمي باهم قدم بزنيم فقط همين…
::
::
زخم هاخوب ميشن، اما خوب شدن بامثل روز اول شدن خيلي فرق داره…
::
::
فداي رفيقي که رو طاقچه دلش گاهي قاب مارو هم يه دستمال ميکشه!
::
::
اميد : از اعماقم دوست دارم ش
::
::
هانيه ف: زنداداش عاطي و داداش امين دوستون دارم ..
::
::
کم باش…
اصلانگران گم شدنت نباش اونيکه اگه کم باشى گمت کنه همونيه ک اگه زيادباشى حيف ميکنه
::
::
آرام باش رفيق!
هيچ گرسنه اي باقي نميماند…شک ندارم،همين روزها همه سير ميشوند…
از زندگي…
::
::
زندگى کوچکترازآن بودکه مرابرنجاندوزشت ترازآن که دلم برآن بلرزد،
هستى تهى ترازآنکه به دست آوردنش مرا زبون سازد ومن تهيدست ترازآنکه ازدست دادنش مرابترساند…
::
::
مرداى واقعى؛زيباترين دختردنيارو دوست ندارن اونادخترى رو دوست دارن که بتونه دنياشون روبه زيباترين شکل بسازه…
::
::
دست!
هميشه ب معناى آغوش نيست گاهى فقط امنيت است!
مثل دستهاى”پدر”!
“تقديم به همه باباهاى دنيا و باباى خودم ک ساله رفته بيش خدا”
::
::
ازرهاکردن نترس؛
هيچکس نميتواندچيزى ک مال توست راازتوبگيرد؛وتمام دنيانميتوانندچيزى ک مال تونيست را برايت حفظ کنند
::
::
رسيدن به من آسان نيست!
اگر همتش را ندارى، آسيبى به درخت نزن!
به همان سيب هاى کرم خورده ى روى زمين قانع باش…!
::
::
ميخواهم عوض شوم!
چرا بايد دلتنگ،آغوشت باشم؟
ميخواهم تو دلتنگ آغوشم باشى!
ميخواهم آن سيب قرمز بالاى درخت باشم!
در دورترين نقطه…
دقت کن!!!
::
::
همه رفتند جز خاطره ها…
::
::
دل به دلدارسپردن کارهردلدارنيست ،من به توجان ميسپارم دل که قابل دارنيست. .
::
::
بامن اي سيداحمداگر خوب اگربدباشي، تپش قلب من اين است توبايدباشي . . .
::
::
مثل باران چشمهايت ديدنيست،شعرخاموش نگاهت ديدنيست، زندگاني معني لبخند توست،خندههايت بي نهايت ديدنيست. . .
::
::
يکي داشت يکي نداشت،اوني که داشت توبودي واون که جز توکسي رونداشت من بودم. . .
::
::
ميدونستي اشک گاهي ازلبخندباارزش تره؟چون لبخندروبه هرکسي ميتوني هديه کني امااشک رو فقط واسه کسي ميريزي که نميخواي
ازدستش بدي.
::
::
عشق کليدقلب است به شرط آنکه قفل دلت هرزنباشدکه باهرکليدي بازشود.
::
::
برايت آرزوميکنم بهترين هايي که هيچ کس برايت آرزونکرد..
::
::
خداوندادوستي دارم آينه تمام نماي عشق، رسمش معرفت، کردارش جلاي روح ويادش صفاي دلاراي من است پس آنگاه که دست نيازبه
سوي تو آورد پرکن ازآنچه درمرام خدايي توست. .
::
::
خداوندايارم راتوياري کن،پناهش باش ودر حقش توکاري کن. الهي هرچه ميخواهد نصيبش کن،خدايابر لبش لبخندجاري کن..
::
::
معرفت مامثل درياست!يکبارکه از ساحل دلمون عبور کني تاابدجاي پاتو ميبوسيم.
::
::
آيا ميدانيد اگر در حال حمل قرآن باشيد شيطان دچار درد شديد در سر ميشود و باز کردن قرآن ، شيطان را تجزيه ميکند و با خواندن قرآن ب
حالت غش فرو ميرود و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش ميشود؟؟؟و آيا شما ميدانيد هنگامي که ميخواهيد اين پيام را ب ديگران ارسال
کنيد شيطان سعي خواهد کرد تا شمارا منصرف کند؟؟فريب شيطان رانخور!!پيام را به ديگران ارسال کن…
::
::
کلمات هم شده اند بازيچه من و تو!
من براى تو مى نويسم..
تو براى او ميخوانى..
::
::
بعداز مدت ها ديدمش ..
دستامو گرفتو گفت چقدر دستات
تغيير کرده ..
خودمو کنترل کردم و فقط لبخندي
زدم ..
تو دلم گريه کردم و دم گوشش
گفتم :
بي معرفت ! دستاي من تغيير
نکرده .. دستات به دستاي اون عادت کرده…

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

1 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *