دل نوشته های غمگین عاشقانه

دل نوشته های غمگین عاشقانه

تبریک میگویم تو وفادارترین خاءنی! ساعاتی را بااومیگذرانی ودقایقی را بامن!هوای هردویمان راداری!
::
::
به دروغ به من وعده میدهی تادلم رانشکنی..اماقبول حقیقت تلخ بهتراز وعده های سرخرمن است!
::
::
اکنون راهی شده ام،به طرف آن راهی که بایداز ابتدامی رفتمش”راه راست” امابه اشتباه به راهی که تو درآن بودی رفتم”راه کج”
::
::
نگاهم کن،نگران نباش ضرر نمیبینی.. شایدکمی ازمن بیاموزی رسم عاشقی را!
::
::
هیچکس نفهمیدخداهم باتمام وجود،تنهایى اش رافریادمیزند:
قل هو الله احد!!
::
::
دیگر بوى آدمیزاد نمیدهیم!
گرگها هم براى خوردنمان ناز میکنند..
::
::
وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را، فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست؟
::
::
من مرده ام
به نسیم خاطره ای، گاهى تکانی میخورم…
همین!
::
::
مردم اغلب بی انصاف بی منطق وخود محرومند،ولی آنان راببخش..اگرمهربان باشی،تورابه داشتن انگیزههای پنهان متهم میکنند،ولی
مهربان باش..اگرشریف ودرستکار باشی،فریبت میدهند،ولی شریف ودرستکارباش.. نیکیهای امروزت رافراموش میکنند،ولی
نیکوکارباش..بهترینهای خود رابه دنیا ببخش،حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد ودرنهایت،می بینی که هرآنچه هست همواره میان تووخداست
نه میان توومردم..(کوروش کبیر)
::
::
براى شادى و خوشبختى باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم…
::
::
شاهین عزیزم دوستت دارم.
::
::
سالها آرزو داشتم سایه اش بر سرم باشد.
کور بودم…
او سراسر نور بود…
::
::
کردم ازعقل سوالی که بگوایمان چیست، عقل درگوش دلم گفت که ایمان ادبست،آدمیزاد اگر
بی ادب است انسان نیست،فرق بین آدم و حیوان ادبست..
::
::
ازتصادف جان سالم به در برده بود و میگفت زندگی اش رامدیون ماشین مدل بالایش است!!! وخداوند همچنان لبخندمیزد..سوگند
::
::
مچاله کن،بشکن، بندبزن،خط بزن، خلاصه راحت باش.. ارث پدرت که نیست، دل تنهای من است.. سوگند
::
::
هر شب از فریاد من بیداره خلق، اما چه سود؟
آنکه باید بشنود بیدار نیست!
::
::
وقتى به عقب برمیگردى متوجه میشى که جاى بعضیا الان که تو زندگیت خالى نیست،هیچ…
اون موقع هم زیادى بوده!
::
::
جریان چیست؟
چرا پیدا نمیشود جسد آنانى که ادعا میکردند برایمان می میرند؟!
::
::
کاش دنیا یکبار هم که شده بازیش را به ما می باخت!
مگر چه لذتى دارد این بردهاى تکرارى برایش؟!
::
::
صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم،
از شما چه پنهان،
ما از درون زنگ زده ایم. «جوجو»
::
::
نپرس..هیچ نپرس از دلم..
همین (چه خبر)
همین (چه میکنی)
این روزها ، سوال بدیست.. خیلی بد..
::
::
?فتی نمی مانی!یکی ازهمین روزهایی که شبیه هیچ روزی نیست، شکل رفتن تو شبیه تنهایی من شد!چانه ام لرزید…چه خوب که
زمستان بود…چه خوب که لرزیدن من پای ثابت سرمااا…شد،نه هجوم درد…
::
::
غمگیــــن ترین جــای خاطـــــره،
اونجـــاییه که کم کم احســـــــاس میکنی..
چهـــــره اش هم داره یـــــــادت میـــــــره..
::
::
هرکه رادیدیم از مجنون وعشقش قصه گفت،کاش میگفتند در این ره چه برلیلا گذشت. . .
::
::
برای کشتن پروانه، اوراله نکن بالهایش رابچین خاطرات پروازاوراخواهدکشت. . .
::
::
سالهاست که بر چوبه دارزندگی آویزانم
افسوس که ازکشیدن صندلی خبری نیست!
تقدیم به مریم عزیزم،ساراجون وهانیه خانم.
::
::
روزی برای بعضی آدم هاتنهایک خاطره خواهیدبودتلاش کنید که لااقل خاطره ای خوش باشید. . .
::
::
زیـر بـارانم بےچتــر …
تنہـا بینے سرخم لو مےدهد مـرا
کہ بـاریده ام همـراه ابـــرها …
امــا تـابلـوے قشنگـے شـده ایـم…
“مــن و جــاده و بــاران…”

::
::
رشته محبت رابایدبه ضریح دلی بست که خیال کوچ کردن ندارد. . .
::
::
ارزش قطره های باران راگلهای تشنه میدانندوارزش دوستان خوب رادلهای تنگ. .
::
::
قبل از اینکه بخواهى در مورد من و زندگى من قضاوت کنى..
کفشهاى من را بپوش و در راه من قدم بزن…
از خیابانها…کوهها…و دشتهایى گذر کن که من گذر کردم…
اشکهایی را بریز که من ریختم…
دردها ماندگار و خوشى هاى زودگذر من را تجربه کن…
سالهایی را بگذران که من گذرانده ام…
روى سنگهایى بلغز که من لغزیدم…
دوباره و دوباره به پاخیز و مجددأ در همان راه سخت قدم بزن!
همانطور که من انجام دادم…
بعد آن زمان میتوانى در مورد من قضاوت کنى…

::
::
توعزیزخواهی ماند، حتی اگرراه نگاهت را ازمن دورکند. .
::
::
براستی اگر گوشه اتاق نبود،من اواره بودم…!
::
::
به پولت نناز،خدا را چه دیدی؟
شاید یه روز،درد قیمت پیدا کرد و من میلیادر شدم…!
::
::
شیشه های شکسته،تعویض میشوند،پل های شکسته تعمیر….
اما ادمهای شکسته فراموش….!
::
::
کاش خبرازدل تنگم داشتی،کاش خبراز غصه وآهم داشتی، این دل مبتلاشده به تو ای دوست،کاش مرهمی برای دردش داشتی. .
::
::
ای صباگربگذری از کوی مهرافشان دوست،دوست ماراگو سلامی،دل همیشه تنگ اوست.
ر
چشم گذاشتم…
و تو رفتی…
اما همیشه شمردن شرط بازی نیست…!
::
::
عکس تو….
برعکس تو….
مدام در اغوش من است…!
::
::
بخارشیشه ایم، نازمون کنی اشکمون درمیادچه برسه فراموشمون کنی!

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *