به پورتال جامع پاتوق خوش آمدید...

اس ام اس غمگین 2013

اس ام اس غمگین 2013

اس ام اس غمگین 2013

امشب شب آرزوهاست، هر دوستی که برای خودش در این شب عزیز آرزویی کرد ، برای منم آرزویی بکند !
::
::
باختم تا دلخوشت کنم ، بدان که برگ برنده ات سادگیم نبود ! دلم بود ….
::
::
آنقدر دلم را شکسته اند که تمام راه های منتهی به دل خراب شده است، چندیست تابلو زده ام کارگران مشغول کارند آهسته برانید ، نه برای دل شکسته ام ، برای شما کـه از زخـم دلم زخم بر ندارید
::
::
امیدوارم هیچ راه نجاتی پیدا نکنی وقتی توی خوشی ها غرق هستی
::
::
من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم … نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی … چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی … نه من آنم که برنجم ، نه تو آنی که برانی
::
::
شاید با هم بودن سخت تکرار شود اما به یاد هم بودن را هرلحظه میتوان تکرار کرد
::
::
گوش خدا نیازی به داد زدن نداره ، تو آروم آروم به خودت بگو ، خدا بلند بلند میشونه !
::
::
محبت ، درختی است که ریشه آن در قلب است و میوه آن در زبان
::
::
گوشه چشمی از نگاه خدا برای خوشبختی انسانها کافیست ، به نگاه او میسپارمت
::
::
دوستای خوب مثل ستاره هان! حتی اگر هزارشب هم آسمون ابری باشه و نبینی شون ، بازم خیالت راحته که هستن
::
::
کسی به خدا گفت: اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای ، پس چرا آرزو کنم ؟ خدا گفت: شاید نوشته باشم هرچه آرزو کند !
::
::
گاهی خلوت کسی را باید شکست ، تا بداند به یادش هستی !
::
::
در ساحل قلبها این جای پای مهربانان است که میماند . وگرنه موج روزگار هر رد پایی را پاک میکند
::
::
مایه اصل و نسب در گردش دوران زر است … دائما خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است … دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست … جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است … شصت و شاهد هردو دعوای بزرگی میکنند … پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است … آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون … آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خر است … گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن … روی دریا کف نشیند ، قعر دریا گوهر است
::
::
درسته که گداییم ، نگو که بی وفاییم ، ما اهل هر کجاییم ، مخلص رفقاییم
::
::
مرد زندانی میخندید، شاید به زندانی بودن خویش، و شاید به آزادی من. راستی زندان کدام سوی میله هاست؟
::
::
قلب من به تیغ کسانی زخم برداشت که از آنها انتظار رفاقت داشت
::
::
قلب من با هر تپش با هر سکوت ، یک نفس دارد دعایت میکند …. بی تعارف این دلم خیلی هوایت میکند
::
::
انگشتانت را به من قرض بده ، برای شمردن لحظه های نبودنت کم آورده ام !
::
::
گاهی نمیدانم چه پیامی را بهانه کنم ، تا از حال آنکه دلم با اوست آگاه شوم. این بار که ” دلتنگی ” را بهانه کردم، فردا را چه کنم؟
::
::
یادت ای دوست بخیر ، بهترینم خوبی؟ خبری نیست ز تو ؟ دل من میخواهد که بدانی بی تو دلم اندازه دنیا تنگ است. میسپارم همه ی زندگی ات را به خدا
::
::
به خاطر خاطره هایت ، خاطرت در خاطرم خاطره ترین خاطره هاست
::
::
تو نیستی و دلم میل گفت و گو دارد … طلوع چشم تو را ، چشم آرزو دارد … خبر نداری از این دل چه میکشد بی تو … چه بغض ها که بدون تو در گلو دارد … بیا برای همیشه بمان که این تنها … کسی به جز تو ندارد ، خودت بگو دارد؟ … چقدر شعر سرودم چقدر بی حاصل … تو نیستی و دلم میل گفت و گو دارد …..
::
::
نه پیشانی من به لبهای تو رسید ، نه لیاقت تو به احساس من. چیزی بهم بدهکار نیستیم ، هردو کم آوردیم ….
::
::
فراموش کردنت کار سختی نیست ! کافی است دراز بکشم ، چشم هایم را ببندم و برای همیشه بمیرم !
::
::
تنها تویی که از لب من شعر میشنوی ، هرکس که لایق غزل عاشقانه نیست !
::
::
بهت نمیگم دلمی ، چون پر از غمه ، نمیگم گلی چون عمرش کمه ، نمیگم چشامی چون واست کمه ، بهت میگم خودتی چون از تو بهتر کسی نیست !
::
::
فرستنده: خاک پا ، گیرنده : نور چشم ، دلیل : ارادت ، هدف : یاد عزیز ، نتیجه : دلتنگی
::
::
دوستت دارم همین حرف اول و آخرمه
::
::
با اینکه ازم دوری ، اما هر وقت دستم را میزارم روی قلبم ، میبینم که سرجاتی !
::
::
عزیز یادی بکن از یار خسته … غبار دوریت بر من نشسته … دگر تیری نزن بالی ندارم … وجودم از غمت درهم شکسته
::
::
چه سخت است دلتنگ قاصدکی بودن، در جاده ای که در آن هیچ بادی نمیوزد !
::
::
هنوز روی خاکیم یادمان نمیکنند ، وای به روزی که خاکمان کنند!
::
::
تقدیر من این است که بادرد بسازم … از این دل نامرد دلی مرد بسازم … انگار قرار است من داغ دلم را … با گریه چشمان خودم سرد بسازم
::
::
نگاه ساکت باران به روی صورتم وارونه می افتد ، همه گویند عجب شاد است عجب خندان ، ولی آنها چه میدانند که کوهی پر از دردم؟
::
::
به دنبال چه پایانی ، خلاف جاده ایستادی؟ … چرا تا عادتت کردم ، به فکر رفتن افتادی ؟ … چرا باید به تنهایی ، دوباره بی تو برگردم ؟ …کجای جاده بد بودم ، کجای قصه بد کردم؟
::
::
یا بمان و امید فردایم باش ، یا دیروزم را پس بده و برو ….

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *