به پورتال جامع پاتوق خوش آمدید...

اس ام اس رسمی اربعین

اس ام اس رسمی اربعین

جدیدترین اس ام اس اربعین

اشکم ز هجر روی تو خوناب شد حسین
مویم ز غصه رشته ی مهتاب شد حسین
هر جا کنار آب نشستم ز داغ تو
از بس که سوختم جگرم آب شد حسین
جانسوز تر ز داغ تو دیگر کسی ندید
خورشید هم ز داغ تو در تاب شد حسین
::
::
محرم شد و دلها شکست از غم زینب، دل زهرا شکست باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک، کمرها شکست آب در این تشنگی از خود گذشت چله به خون شد دل صحرا شکست قاسم و لیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد .
::
::
فرمانده کل کائنات است حسین
معنای نماز و صلوات است حسین
ای آنکه برات کربلا می خواهی
در دست کرامتش برات است
::
::
از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟
::
::
خواهم ز خدا که بی ولایم نکند / غرق گنهم ولی رهایم نکند یک خواسته دارم از تو حسین / در هر دو جهان از تو جدایم نکند
::
::
خبر آمد ز مهی بوی خدا می آید / ماه داغ دل ما غرق نوا می آید دل ببازید عزیزان که زمان الم است / ماه اشک و الم و کرب و بلا می آید
::
::
ما مصیبت زده ی کرب و بلاییم حسین
بال و پر سوخته ی آل عباییم حسین
بسکه خون دل از این دیده ز غمهای تو رفت
همنشین لب دریای بکاییم حسین
عمر دنیا نرسد چون به عزاداری تو
تا قیامت ز غمت عقده گشاییم حسین
::
::
اى اهل زمين عيد گذشت و خبر از يار نيامد ، بر زخم دل فاطمه غمخوار نيامد ، يك روز دگر مانده كه با ناله بگوييم : اى اهل حرم مير و علمدار نيامد ، سقاى حسين سيد و سالار نيامد، علمدار نيامد.
التماس دعا
::
::
مجنون که دو چشمش به حسین و حرم افتاد گفت لیلی به درک فقط حسین بن علی را عشق است!
::
::
امام حسین(ع) بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند (دکتر شریعتی)
::
::
پرسیدم از هلال ماه چرا قامتت خمیده است؟
آهی کشید و گفت ماه محرم است گفتم که چیست محرم؟
با ناله گفت ماه عزای اشرف اولاد آدم است.
::
::
هر دم به گوشم میرسد آواي زنگ قافله.اين قافله تا کربلا ديگر ندارد فاصله.يک زن ميان محملي اندر غم و تاب و تبس.اين زن صدايش آشناست اي واي من اين زينب است.
التماس دعا
::
::
باز باران با محرم. ميخورد بر بام قلبم. يادم آمد كربلا را. دشت پرشور و بلا را گردش يك ظهر غمگين.گرم و خونين، لرزش طفلان نالان. زير تيغ ونيزه هارا.با صداي گريه هاي كودكان. اندرآن صحراي سوزان. مي دودطفلي سه ساله. پر زناله.دل شكسته.پاي خسته. باز باران قطره قطره مي چكد از چوب محمل.خاكهاي چادر زينب كه كم كم ميشود گل. بازباران با محرم
::
::
فریاد حسین را شنیدیم همه / از کوفه به سوی او دویدیم همه رفتیم به کربلا ولی برگشتیم / از شمر امان نامه خریدیم همه
::
::
آنانکه حسین را خدا پندارند…
کفرش به کنار ، عجب خدایی دارند.
::
::
سلام من به محرم, محرم گل زهرا
به لطمه های ملائک, به ماتم گل زهرا

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *