​​ متن های زیبا برای ایام محرم
Xبستن تبلیغات
>

متن های زیبا برای ایام محرم

متن مداحی برای ایام محرم

مجموعه ۲ متن زیبا درباره ماه محرم

 mtn mo متن های زیبا برای ایام محرم

کاش همچون لاله سوزم در بیابان بقیع
تا شبانگاهى شوم شمع فروزان بقیع
کاش سوى مکه تازد کاروان عمر من
تا کنم بیتوته یک شب در شبستان بقیع
کاش همچون پرتو خورشید در هر بامداد
اوفتم بر خاک قبرستان ویران بقیع
آرزو دارم بمانم زنده و با سوز حال
در بغل گیرم چو جان، قبر امامان بقیع
آرزو دارم ببینم با دو چشم اشکبار
جاى فرزندان زهرا را به دامان بقیع…
آرزو دارم بیفتم بر قبور پاکشان
تا که گردم حایل خورشید سوزان بقیع
آرزو دارم که اندر خدمت صاحب زمان
قبر زهرا را ببوسم در بیابان بقیع
آرزو دارم که همچون گوهر غلطان اشک
از ارادت رخ نهم بر خاک ایوان بقیع
اندر آنجا خفته چون قربانیان راه حق
اى موید جان عالم باد قربان بقیع

free2 متن های زیبا برای ایام محرم

شاید اونقدر بدم که لایق گدایی نیستم
شاید از سرگناهام دیگه کربلایی نیستم

شاید اینکه دورم از تو واسه من یه امتحانه
من قبول دارم ولی دل میگیره همش بهونه

میدونم ندارم اقا ارزش یه جو محبت
اما اقا دعوتم کن صدقه سر رقیت

دل ما دست اباالفضل جون ما دست حسین
بیت الحزان غم ما صحن بین الحرمین

میدونم که صحن پاکت جای ادمای خوبه
دل که این چیزا حالیش نیست در خونتو میکوبه

تو بذار منم بیامو گنبد تو رو ببینم
قول میدم نیام تو جلوی حرم بشینم

دلم برا حرمت پر میزنه پر میزنه پر میزنه
یه دیوونه دوباره در میزنه در میزنه در میزنه…

free2 متن های زیبا برای ایام محرم

باز باران با ترانه /می خورد بر بام خانه /یادم آید کربلا را /دشت پر شور و نوا را /گردش یک روز غمگین /گرم و خونین /لرزش طفلان نالان /زیر تیغ و نیزه ها را
باز باران با صدای گریه های کودکانه /از فراز گونه های زرد و عطشان /با گهرهای فراوان /می چکد از چشم طفلان پریشان /پشت نخلستان نشسته /رود پر پیچ و خمی در حسرت لب‌های ساقی /چشم در چشمان هم آرام و سنگین /می چکد آهسته از چشمان سقا /بر لب این رود پیچان /باز باران /
باز باران با ترانه /آید از چشمان مردی خسته جان /هیهات بر لب /از عطش در تاب و در تب /نرم نرمک می چکد این قطره ها روی لب /شش ماهه طفلی/رو به پایان/مرد محزون /دست پر خون می فشاند /از گلوی نازک شش ماهه /بر لب های خشک آسمان با چشم گریان /باز باران
باز هم اینجا عطش /آتش شراره جسمها /افتاده بی سر پاره پاره /می چکد از گوشها باران خون و کودکان بی گوشواره /شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان
وندرین تفتیده دشت و سینه ها برپاست طوفان /دستها آماده شلاق و سیلی /چهره ها از بارش شلاق‌ها گردیده نیلی /دراین صحرای سوزان /می دود طفلی سه ساله /پر زناله /پای خسته/دلشکسته /روبرو بر نیزه ها خورشید تابان /می چکد از نوک سرخ نیزه ها /بر خاک سوزان /باز باران باز باران
قطره قطره می چکد از چوب محمل /خاک‌های چادر زینب به آرامی شود گل /می رود این کاروان منزل به منزل/می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ باران/آری آری/
باز سنگ و باز باران /آری آری /تا نگیرد شعله ها در دل زبانه /تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه /تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی /بر فراز خیمه برگونه ها /بر مشک ساقی /کاش می بارید باران. /علی اصغر کوهکن


ساعت بند چرم زنانه طرح بهار



saeedeh گفته است :

سلام
باتشکر از دکلمه های زیبا تون
خیلی بهم کمک کرد


negin گفته است :

ارسال نظر






>