اس ام اس های -طنز,غم,سرکاری,عشقی,تبریک ,فلسفی و ... -رادرقسمت تماس با ما - بفرستید تا در سایت به نام شمابزاریم

شعر درباره دفاع مقدس

شعر درباره دفاع مقدس

مجموعه سه شعر و متن زیبا و خواندنی به مناسبت نزدیک شدن به هفته دفاع مقدس

defa1 شعر درباره دفاع مقدس

از کربلا تا کربلا

یکی بود و…یکی بود!
زیر یه گنبد کبود
یکی میون آدما
دیگه برا خودش نبود!
قرارشو گرفته بود
لبخند زیبای امام
نگاه می کرد به قاب عکس
می گفت آقا،دارم میام
داروندارش توی ساک
سربند”زهرا” و پلاک
اشکای داغ مادرش
هی می چکیدن روی خاک
با دستاش اشکارو گرفت
از گونه های مادرو…
تا که دلش جا نمونه
توو لحظه های آخرو…
“مادر تو که گریه کنی
بی پروبالم می کنی
مادر شاید دیگه نیام
بگو حلالم می کنی!…”
مادر ساک و از رو زمین
گرفت و داد دست پسر
قرآن گرفت دور سرش
راهیش کنه واسه سفر
“خدا سپردمش به تو
اسماعیل عزیزمو…!
خدا قبولش کن ازم
قربونی ناچیزمو… ”
میون بوسه و دعا
با صد سلام و صلوات
” الله و خیرٌ حافظا
برو خدا پشت و پنات “…
مسافر قصه ی ما
توو جاده ی یک طرفه
سوی خدا قدم گرفت
با جونی که توی کفه
مردن براش حقارته
هدف فقط شهادته
توو دشت سبز پیکرش
گلای زخم یه عادته
کارش فقط ذکرو دعا
میون موج انفجار
امشب همه راهی میشن
برای کربلای چهار…!
از کربلا تا کربلا
تناشون و پل می کنن
بچه ها تشنه ان ولی…
با یا حسین گل می کنن
قد می کشن تا آسمون
با سجده روی خون و خاک
“حی علی روی خدا ”
با بدنای چاک چاک
بود و نبود قصه مون
چله نشین عاشقی
تو دشت سبز این وطن
کبوتری ، شقایقی
وقتشه که پر بگیری
بری پابوس مادرت
یوسف بشی حتی اگه
پیرهن نداره پیکرت!
داروندارت توی ساک
نه یه سربند نه یه پلاک
زائر داری از کربلا
حاج خانوم!آب بریز رو خاک
اسپند بیار ، گلاب بیار
که حسن یوسف اومده
نوردوچشمای ترت
پیرهن نه ؛ یوسف اومده
” خوش اومدی مسافرم
قبول باشه زیارتت
چه بوی خوبی پیچیده
بوی حسین میده تنت…

free2 شعر درباره دفاع مقدس

آسمان شهید
بر سینه‌های ستبر،بر شانه‌های رشید
دیریست خیمه زدی، ای آسمان شهید
در خانه می‌شکفد، در کوچه می‌شکند
قلب شکسته‌ی تاک، بغض شکفته‌ی بید
تا از گلوی حرم، زخم عطش ندمد
بر دست و بازوی تو، یک باغ لاله دمید
زخم از ستاره فزون، اما در آتش و خون
دست بریده‌ی تو، کی کرد قطع امید
باب‌الحوائج ما، بسته‌ست راه دعا
ای اسم اعظم تو، بر قفل بسته کلید
شاعر: عبدالجبار کاکائی

free2 شعر درباره دفاع مقدس

شعر از مهدی اخوان ثالث

گرچه می‌بافند بهرِ شیرها زنجیرها
بگسلند آخر همه زنجیرها را شیرها

این دلیرانِ نکو با بد چه جنگی می‌کنند
همچو جنگِ شیرها با تیر و با شمشیرها

تیرهاشان باد یارب، کاری و دشمن‌فکن
سینه‌هاشان ایمن از آسیبِ تیغ و تیرها

چهره‌هاشان پیش از شهادت دیده‌ام، هم بعد از آن
بود خشم‌آلود و آنگه راحت آن تصویرها

این شهیدان نامشان تا جاودان پاینده است
زیرها بس گر زِبَر گردد، زِبَرها زیرها

نامشان چون تاجِ فخری بر سرِ این کشور است
خامه‌ زرّین نویسد این به خطّ میرها

خیره سازد چشم گردون را فروغ فخرشان
می‌گذارد بر زمینِ زنده هم تأثیرها

ای دلیرانِ وطن، با «زنده باد ایران» به پیش!
شورِ ایمانْتان فزونتر باد و زور از شیرها

گرچه من مَزْدُشتِیمَ، امّا به زندان نیز هم
می‌گرفتم وجد و حال از شورِ این تکبیرها

عنترک صدّام را با دار و دسته‌ بُزدلش
بر فرازِ دار رقصانیم، با زنجیرها

روستا و شهر و باغ و خانه ویران می‌کنند
روبهان، وانگه گریزند از نبرد شیرها

سنگدل شیرند و تضعیفِ جوانان کارشان
ریشه‌شان از خاک برکن، یا رب از آن زیرها

خاکِ خود را پس بگیرید، ای دلیرانِ وطن
از جهانخوارانِ غرب و شرق و این اکبیرها

این دغل دو نانِ دشمن را برانید از وطن
با قوی‌تر رزم‌ها و برترین‌ها تدبیرها

ملکِ خوزستان و دیگر جای‌ها گر شد خراب
باز آبادان شود، با بهترین تعمیرها

ای جوانان، فتحِ فرجامین بود آنِ شما
می‌خورم سوگند بر پیغمبران و پیرها

این شهیدان، زخمیان را بیند آیا آسمان؟
کر شود گوشِ زمین از صیحه‌ی آژیرها

غم مخور «امّید» بی‌شک بِگُسلد آخر زهم
گرچه می‌بافند بهرِ شیرها زنجیرها




اسفندیاری گفته است :

متشکرم از سایت پر محتوای شما.. پایدار و پیروز باشید.


ارسال نظر