شعر های و اس ام اس های عاشقانه تیر ۹۱

شعر های و اس ام اس های عاشقانه تیر ۹۱

love-tir

غرور من که زسختی به کوه میمانست

کمر به کشتن خود بست و خاک پای تو شد

::

::

 دلم که به همه بیگانه بود و یار نداشت
چه دید در تو که اینگونه آشنای تو شد ؟
::
::
آباد تو بودم و خرابم کردی ، یک زنده که تو مرده حسابم کردی
با شوق کبوترانه تا خانه تو ، هربار که آمدم جوابم کردی . . .

::
::

عشق یعنی گم شدن پیدا شدن ، عشق یعنی غرق در رویا شدن
عشق یعنی حسرت دیدار تو ، عشق یعنی من شوم بیمار تو . . .
::
::

فدای ناز عشقت ناز دانه / که عشقت کنج دل زد آشیانه
به یاد سوزش مجنون ز لیلی / به یادت سوختم در این زمانه . . .

::
::

چه شود به چهره ی زرد من نظری زراه خدا کنی ، که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

تو کمان کشیده و درکمین که زنی به تیرم و من غمین ، که خدای ناکرده خطا کنی .

::
::

در فراغت این دل من پیر شد ، بله ای گو این دلم تبخیر شد

بر سرم دستی کشید آرام گفت ، باز طفلک قرصهایش دیرشد . . .
::
::
.درکوچه های عشق دنبال منی / من فکر می کردم فقط مال منی

این دل اسیر مهر روی توست نمی دانی ؟ / ای همرنگ چشم من ، تو فال منی . . .

::
::

۱ دونه دوست دارم چون یدونه ای ، دو تا دوست دارم چون دومیت وجود نداره

صد تا دوست دارم چون تا صد ساله دیگه هم که بگردم ، مثل تو را پیدا نمی کنم .

::
::

شنیدی باغبان چون گل بکارد / چه مایه غم خورد تا گل برآرد

تو هم گل گشته بودی اندر این دل / ولی بی کود شدی مردی چه حاصل !

::
::

سلام ای نازنین خوابتو دیدم / تو گفتی نه رفیق دیگه بریدم

خیال کردی بری بی تو می میرم / تو رفتی من یکی دیگه می گیرم !

::
::

ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم / ما خاک قدوم هرچه زیبا صفتیم

از زشتی کردار دگر خسته شدیم / محتاج دو پیمانه می معرفتیم . . .

::
::

از خدا خواهم نبخشاید تو را / این چه رسم دوستی باید تو را

تو که می دانی در قلب منی / این همه دوری و بی مهری چرا ؟

::

، ،

::

ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم / ما خاک قدوم هرچه زیبا صفتیم

از زشتی کردار دگر خسته شدیم / محتاج دو پیمانه می معرفتیم . . .

::
::

از خدا خواهم نبخشاید تو را / این چه رسم دوستی باید تو را

تو که می دانی در قلب منی / این همه دوری و بی مهری چرا ؟

::
::

ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم / ما خاک قدوم هرچه زیبا صفتیم

از زشتی کردار دگر خسته شدیم / محتاج دو پیمانه می معرفتیم . . .

::
::

از خدا خواهم نبخشاید تو را / این چه رسم دوستی باید تو را

تو که می دانی در قلب منی / این همه دوری و بی مهری چرا ؟
::
::

نمیدانم هم اکنون کجا مشغول لبخندی ، فقط یک آرزو دارم

که در دنیای شیرینت ، میان قلب تو با غم نباشد هیچ پیوندی . . .
::
::

ای قرار لحظه های اضطرار ، بر روان دیده ام منشین چو خار

جاری عشقی به شریان وجود ، بی تو باید شعر دلتنگی سرود . . .

::
::

دوستی گفت صبر کن ایراک / صبر کار تو خوب زود کند

آب رفته به جوی باز آرد / کار بهتر از آن که بود کند

گفتم آب آری به جوی باز آید / ماهی مرده را چه سود کند !

::
::

عشق چون ایده برد هوش دل فرزانه را ، دزد عاقل می کشد اول چراغ خانه را

آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد ، در میان خانه گم کردیم صاحبخانه را . . .

::
::
زندگی را بی عشق سپری کردن غم بزرگی است

اما این تقریبا برابر است با غمی که زندگی را ترک کنی

بدون اینکه به کسی که عاشقش هستی بگویی که دوستش داری . . .

::
::

عاشق شدم و عشق مرا بد نام کرد / داروغه شنید و مرا زندان کرد

در خلوت زندان به خود نالیدم / عاشق شود آنکس که مرا عاشق کرد . . .

::
::
عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ / که به عمری نتوان دست در آثارش برد . . .

::
::

فال حافظ زدنت از پی دلتنگی کیست ؟ / من که هر لحظه به یاد تو و دلتنگ تو ام

هر ستاره یه نشان از غم و دلتنگی من / آسمان را بفرستم که بدانی همه جا یاد تو ام ؟

::
::

.هر دم به بهانه ای تو را یاد کنم / افسرده دلم به یاد تو شاد کنم

بی تو دل من چو کلبه ای خاموش است / با یاد تو این خرابه آباد کنم . . .

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *